دانلود کتاب ریاضیات مهندسی Erwin Kreyszig و حل المسائل آن

دانلود کتاب ریاضیات مهندسی Erwin Kreyszig

دانلود حل المسائل ریاضیات مهندسی

توجه : براي دانلود فايل مورد نظر بعد از كليك كردن روي لينك دانلود شما وارد سايت خواهيد شد.ابتدا گزينه Repuest Download Link را در ابتداي صفحه زده و سپس گزينه Download File را در رديف دوم انتخاب كنيد.

کتب لاتین


Basic Statistics Using SAS Enterprise Guide: A Primer



کد:
http://depositfiles.com/files/5337885
Handbook of Statistics



C.R. Rao, "Handbook of Statistics, Volume 27: Epidemiology and Medical Statistics"
North Holland | 2007-12-21 | 0444528016 | 872 p | pdf | 4.5 M

کد:
http://rapidshare.com/files/114566911/Epidemiology_and_Medical_Statistics.rar

دانلود کتاب های ریاضی



کتب عمومی ریاضی:



1- نام کتاب: انفجار ریاضیات

مولف (مولفان): انجمن ریاضی فرانسه و انجمن ریاضیات کاربردی و صنعتی فرانسه

موضوعات کتاب: هوا چگونه خواهد بود، پشت پرده تلفن همراه، پیداکردن ژنی که مسوول سرطان است، وقتی هنر با ریاضیات در هم آمیزند، چگونه می توان ریاضیدان شد و ..

توضیحات بیشتر: این کتاب را انجمن ریاضی ایران منتشر کرده است و یکی از بهترین کتابها برای آشنایی با کاربردهای ریاضی در جهان است.

لینک دانلود

=====================

1- نام کتاب: Berkeley Problems in Mathematics

مولف (مولفان): Paulo Ney De Souza, Jorge-Nuno Silva, Paulo Ney De Souza

موضوعات کتاب: مجموعه مسائلی در ریاضیات عمومی، آنالیز ریاضی (حقیقی و مختلط)، جبر، جبر خطی و ...

توضیحات بیشتر: این کتاب زیبا، مجموعه مسائلی است که در امتحانات داخلی دانشگاه برکلی آمریکا به دانشجویان ریاضی داده می شد. حدوداْ ۹۰۰ مساله در این کتاب ارائه و بسیاری از آنها نیز حل شده است.

لینک دانلود


ریاضیات عمومی:



1- نام کتاب: Elementary Calculus

مولف (مولفان): H. Jerome Keisler

موضوعات کتاب: اعداد حقیقی، توابع پیوسته، حد، مشتق، انتگرال و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 14 فصل تنظیم شده است.

لینک دانلود

=====================


2- نام کتاب: Calculus Textbook Components

مولف (مولفان): Professor Gilbert Strang

موضوعات کتاب: مقدمات، مشتق، کاربردهای مشتق، قانون زنجیره ای، انتگرال، توابع نمایی و لگاریتمی، روشهای انتگرالگیری و ...

توضیحات بیشتر: این کتاب متن جزوه ی درسی دانشگاه MIT است.

لینک دانلود

=====================


3- نام کتاب: Multivariable calculus

مولف (مولفان): George Cain and James Herod

موضوعات کتاب: فضای سه بعدی اقلیدسی، جبر و هندسه ی بردارها، توابع برداری، پیوستگی و مشتق پذیری، چند جمله ای تیلور، سری تیلور و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 19 فصل تنظیم شده است.

لینک دانلود

=====================

ریاضیات گسسته:



1- نام کتاب: Graph Theory

مولف (مولفان): Reinhard Diestel

موضوعات کتاب: مقدمات نظریه گراف، جورسازی، همبندی، گرافهای هامنی، رنگ آمیزی، شارشها، زیرساختارها در گرافهای چگال، زیرساختارها در گرافهای اسپارس، نظریه رامزی برای گرافها، دورهای هامیلتون و گرافهای تصادف و ...

توضیحات بیشتر: این کتاب از انتشارات اشپرینگر است و در نوع خود، کتاب معتبری است.

لینک دانلود

=====================

آنالیز ریاضی:



1- نام کتاب: Complex Analysis

مولف (مولفان): George Cain

موضوعات کتاب: اعداد مختلط، توابع مختلط، توابع مقدماتی، انتگرالگیری، قضیه ی کوشی، توابع همساز، سریها و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 11 فصل تنظیم شده است.

لینک دانلود

=====================

2- نام کتاب: Analysis I+II

مولف (مولفان): K. Grosse-Brauckmann

موضوعات کتاب: اعداد و دنباله ها، توابع پیوسته، مشتق گیری و انتگرال گیری یک متغیره و چندمتغیره و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 5 فصل تنظیم شده است و شامل مسائل حل شده نیز هست.

لینک دانلود

=====================


نظریه اعداد:



1- نام کتاب: ELEMENTARY NUMBER THEORY

مولف (مولفان): W. Edwin Clark

موضوعات کتاب: حدسهای معروف نظریه ی اعداد، اصول موضوعه ی اعدا صحیح، الگوریتم اقلیدسی، لم بزوت، اعداد اول، اعداد اول فرما و مرسن، توابع سیگما و تاو، خواص همنهشتیها، گروه U_m و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 27 فصل کوتاه تنظیم شده است.

لینک مستقیم دانلود750KB

=====================


جبر و جبر خطی:



1- نام کتاب: Elements of Abstract and Linear Algebra

مولف (مولفان): E. H. Connell

موضوعات کتاب: گروهها، حلقه ها، ماتریسها و حلقه ماتریسها، جبر خطی

توضیحات بیشتر: کتاب در 6 فصل تنظیم شده است.

لینک دانلود

=====================

2- نام کتاب: GROUP THEORY

مولف (مولفان): J.S. MILNE

موضوعات کتاب: تعاریف مقدماتی، گروههای آزاد و نمایشها، قضایای یکریختی، عمل گروهها روی مجموعه ها، قضایای سیلو و کاربردهای آنها، سریهای نرمال و گروههای حلپذیر و پوچتوان

توضیحات بیشتر: کتاب در 6 فصل تنظیم شده است.

لینک دانلود


=====================

3- نام کتاب: Algebra: Abstract and Concrete

مولف (مولفان): Frederick M. Goodman

موضوعات کتاب: مباحث مقدماتی و پیشرفته پیرامون نظریه گروه، حلقه ،مدول و نظریه ی گالوا

توضیحات بیشتر: کتاب در 11 فصل تنظیم شده است و حجم کتاب برای دانلود درحدود 6 مگ است.

لینک دانلود

=====================



معادلات دیفرانسیل:



1- نام کتاب: Ordinary Differential Equations

مولف (مولفان): Klaus Schmitt

موضوعات کتاب: آنالیز در فضای باناخ، نظریه ی درجه، قضایای جواب کلی، قضایای وجود و یکتایی، معادلات دیفرانسیل معمولی خطی، جوابهای تناوبی، نظریه پایداری و ...

توضیحات بیشتر: کتاب در 11 فصل تنظیم شده است و شامل مسائل حل شده ی زیادی است.

لینک دانلود

=====================
__________________
مهدی مفیدی احمدی

وبلاگ ریاضیات مقدماتی و تخصصی
mofidy.blogfa.com
 

منطق

تعریف منطق


فکر انسان پیوسته در معرض خطا و لغزش است و ممکن است در مسیر تفکر و استدلال و استنتاج که پایه فلسفه و همه علوم بر این اعمال ذهنی آدمی است، به اشتباه بیفتد.
پس انسان، برای کشف حقیقت و مصون ماندن از خطای درتفکر، نیازمند و محتاج به یک سلسله اصول و قواعد عام و فراگیر است که او را در همه جا راهنمایی کند و مانع از گمراهی وی در تفکر گردد.
مجموع این اصول و قواعد، منطق (logic) نام دارد .

منطق در لغت به معنی کلام و گفتار است.
اما در تعریف مصطلح
فلاسفه و منطق دانان، منطق به معنی قانون صحیح فکر کردن است و راه و روش صحیح فکر کردن و درست اندیشیدن و نتیجه گیری کردن را می آموزد.
به همین دلیل است که این علم، منطق نامیده می شود؛ زیرا از واژه نطق مشتق شده که به معنی سخن گفتن، ادراک
کلیات و نفس ناطقه انسانی اطلاق می شود.
به سخن دیگر، قواعد و قوانین منطقی به منزله یک مقیاس و معیار و ابزاری برای سنجش است که هر گاه بخواهیم درباره موضوعی؛ اعم از علمی، فلسفی و یا حتی امور روزمره زندگی، تفکر و استدلال کنیم، باید استدلال ها و استنتاج های خود را با این مقیاس و معیار بسنجیم و ارزیابی کنیم تا به طور غلط نتیجه گیری نکنیم.

منطق یک ابزار است.


منطق در شمار علوم آلی یا ابزاری است. علوم آلی و ابزاری، به آن دسته از دانش ها گفته می شود که در خدمت علم یا علوم دیگر بوده و اساسا برای همین مقصود به وجود آمده اند.
مثلا علم
جبر یک علم ابزاری است؛ زیرا خود این علم به تنهایی فایده ای ندارد؛ بلکه هنگامی که در خدمت ریاضیات درآمده و شیوه ها و قالب های حل معادلات ریاضیاتی را بیان می کند، کار ساز می شود.

منطق نیز یک علم آلی و ابزاری است؛ زیرا عهده دار بیان راه های صحیحی است که فکر و اندیشه بر طبق آن، بر حقایق نامعلوم دست می یابد و اگر علم و فلسفه و تفکر انسانی نباشد، این علم نیز خود به خود منتفی می گردد.
این علم بیش از هر علم دیگری، در خدمت فلسفه است و اساسا اولین قواعد منطقی توسط فلاسفه کشف و تدوین شد.
بر این اساس، منطق را این گونه تعریف می کنند:

منطق، ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و به کار بردن آن، ذهن را از خطای در تفکر مصون نگه می دارد.

مصنف و مدون منطق


نخستین کسی که قواعد ذهن آدمی را به دست آورد و با ترتیبی خاص و منظم، مدون ساخت و بسیاری از قوانین آن را خصوصا در مبحث قیاس، با دقت اعجاب انگیز و ابتکار خویش استخراج کرد، ارسطو است.

باید به یک نکته مهم توجه داشت و آن این که درست نیست ارسطو را موسس و سازنده یا خالق منطق بخوانیم؛ زیرا منطق، قواعد ذهن انسانی است که همه انسان ها بر اساس این قواعد، فکر و استدلال می کنند و زندگی خود را بر پایه آن ها بنا نهاده اند.
به عبارت دیگر، منطق همانند قواعد و
قوانین طبیعی است که در تمامی اشیا و جانداران، برقرار است و دانشمندان، می کوشند تا این قوانین را به دست آوردند. ا

ارسطو تنها کاری که کرد، این بود که این قواعد را با جهد و کوشش فکری بسیار، استخراج کرد و آن ها را منظم و مدون ساخت.
شاهد این امر، این که خود وی این دانش را تحلیل نامید؛ یعنی چیزی وجود داشته و سپس او به تجزیه و تحلیل آن پرداخته است.

عنوان منطق را اولین بار، شارحان
آثار ارسطو به این فن اطلاق کردند و بعد از اسکندر افرودیسی، استعمال لفظ منطق برای این علم، عمومیت یافت.
متفکران مسلمان، برای منطق، ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان می نامیدند.
چنانکه در نظر
فارابی، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشته ها جاری و برقرار است.

و در نظر
غزالی، منطق، معیار است برای هر علمی و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است.
برای اطلاعات بیشتر بنگرید به:

منابع


  • فرهنگ فلسفی
  • آشنایی با علوم اسلامی، جلد1،صفحه 19
  • منطق مظفر، جلد1،صفحه 20
  • کلیات منطق صوری، صفحه 38

لگاریتم و کاربردهای آن در زندگی

لگاریتم و کاربردهای آن در زندگی- بخش اول

نظریه ها و قاعده های ریاضی، با کشف خود «هستی» پیدا می کنند، آن ها تنها وجود دارند و اغلب بدون کاربردند. دیر یا زود، و گاهی بعد از صدها و هزارها سال، این موجودات ریاضی به «صفت» تبدیل می شوند و کاربرد خود را در زندگی و عمل، در سایر دانش ها، در صنعت و هنر پیدا می کنند. شاید ۳۸۰ سال پیش کسی فکر نمی کرد لگاریتمی که در رابطه با نیاز محاسبات عملی کشف شد در آینده کاربردهای وسیعی پیدا کند.
شاید هیچوقت کپلر فکر نمی کرد که جدول هایی را که برای ساده کردن محاسبات طولانی در تعیین مدار مریخ و یا کارهای اخترشناسی دیگرش تنظیم کرد، جرقه ای این چنین را در ریاضیات ایجاد کند
.
یا شاید لاپلاسی که گفت: “لگاریتم طول زندگی اخترشناسان را چند برابر کرد” نمی دانست که نه تنها طول زندگی اخترشناسان بلکه دریانوردان، بازرگانان، موسیقیدانان، شیمیدانان، ریاضیدانان، زمین شناسان و حتی همه ی انسان های کره ی زمین را چند برابر کرد
.
بدیهی است که تا نیاز به چیزی احساس نشود آن چیز کشف و اختراع نمی گردد، در واقع هرکدام از علومی که با آن روبه رو هستیم هریک به مقتضای نیازی و با توجه به هدف خاصی پیکر بندی شده اند
.
لگاریتم نیز با توجه به محاسبه های طولانی و ملال آوری که دانشمندان سده های شانزدهم و هفدهم میلادی با آن سر و کار داشتند، بوجود آمد. این محاسبه ها وقت و نیروی زیادی را از دانشمندان تلف می کرد و همیشه دانشمندان در ذهن داشتند که چطور می شود بدون انجام چنین محاسبات پیچیده و دشواری و آن هم در کمترین زمان ممکن به جواب مطلوب دست یابند. گفته می شود که حتی در قرن هشتم هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشتند اما این کلمه و مفهوم مربوط می شود به قرن شانزدهم .جدول هایی نیز در این زمینه بوجود آمد و شاید همین تلاش ها و نیازها بود که سر انجام به کشف لگاریتم انجامید تا آن جا که دو دانشمند به طور همزمان و بدون اینکه از کار یکدیگر آگاه باشند موفق به کسب چنین افتخاری گشتند اولی جان نپر و دیگری بورگی
.
اما اصطلاح لگاریتم نشات گرفته از فعالیت های نپر است که از واژه ی یونانی «لوگوس» به معنی نسبت و «ارتیوس» به معنی عدد گرفته شده است. او همچنین بجای لگاریتم از اصطلاح عدد ساختگی نیز استفاده می کرد. نپر چکیده ی کارهای خود را در کتابی با عنوان «شرح جدول های عجیب لگاریتمی» چاپ کرد و به دنیا نمایاند.

عدد e (مبنای لگاریتم طبیعی) نیز در چنین سال هایی چشم به جهان و جهانیان گشود. گفته می شود کاشف عددe آن گونه که برخی می پندارنداویلر نبوده است بلکه خود نپر بحث مربوط به لگاریتم طبیعی و عدد e را در یکی از نوشته هایش پیش کشیده است.
بعد از آشکار شدن لگاریتم به جهانیان ابزارهایی برای آسانتر کردن محاسبات لگاریتمی کشف شد که از آن جمله می توان به خط کش لگاریتمی ساخته ی گونتر انگلیسی اشاره نمود. امروزه نیز با استفاده از ماشین حساب و با فشردن یک کلید میتوان عمل لگاریتم گرفتن را به آسانی و سرعت انجام داد
.
با ورود لگاریتم به دنیای ریاضیات و آشنا شدن مردم و دانشمندان با آن، این شاخه کاربردهای زیادی را در زندگی روزمره پیدا کرد. چنانکه امروزه لگاریتم در حسابداری و در تعیین بهره ی مرکب و نیز مسائل مالی کاربرد فراوانی یافته است. همان زمان که لگاریتم اختراع شده بود اویلر رابطه ی بین عدد e و بهره ی مرکب را دریافت و فهمید که حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) ، که همان عدد e است میل می کند. همچنین از لگاریتم در مدلسازی و بازار یابی سهمی استفاده می شود. مدلسازی ایجاد الگو و تمثیلی برای تجسم واقعیت های خارجی است که در مسائل مربوط به ریاضیات و حسابداری کاربرد دارد

 

 

 

لگاریتم و کاربردهای آن در زندگی- بخش دوم

درادامه ی مبحث کاربردهای لگاریتم شاید جالب باشد که بدانیم لگاریتم درهنرنیزکاربرد پیدا می کند. میدانیم درموسیقی برای بیان فشارصوت از دسیبل(Decibel ) استفاده می شود. اصطلاح دسیبل که در بسیاری از مباحث فیزیک موسیقی و نیز به هنگام استفاده از اعمال ضبط و افکت در استودیوهای موسیقی کاربرد دارد در واقع از یک محاسبه ی لگاریتمی فوق العاده آسان قابل محاسبه است.

اصطلاح دسیبل برای مقایسه ی نسبت بین دو مقدار در علوم فیزیک، الکترونیک و بسیاری از رشته های مهندسی استفاده می شود. گفتیم دسیبل در فیزیک صوت کاربرد زیادی دارد، یکی از دلایل استفاده از لگاریتم در این شاخه این است که از آن جایی که هر دو مقداری که قرار است با هم مقایسه شوند دارای ابعاد فیزیکی یا دیمانسیون(Dimention) یکسان هسنتد خارج قسمت آن ها عدد خالص و بدون واحد است، لذا می توان از خارج قسمت آن ها لگاریتم گرفت تا بتوان ساده تر مقادیر بسیار کوچک یا بسیار بزرگ را با هم مقایسه کرد، بدون این که از رقم ها و عددهای بزرگ و کوچک استفاده شود.

بعبارتی دیگر می توان گفت دسیبل واحدی است برای تغییر حجم صدا. البته قبلا برای این کار از واحد بل(مخترع تلفن) استفاده می شد.

کاربردهای لگاریتم در موسیقی در این جا پایان نمی یابد. مثلا لگاریتم در بیان سطح فشار صوت (Sound pressure level) کاربرد می یابد که در آن از معیاری به نام SPL یا سطح فشار صوت استفاده می شود.

همچنین، ساوار موسیقیدان و فیزیکدان فرانسوی که واحد سنجش فواصل موسیقی به نام اوست با استفاده از یکی از خاصیت های لگاریتم(لگاریتم حاصلضرب برابرست با حاصل جمع لگاریتم ها) توانست فواصل موسیقی را با هم جمع یا تفریق کند. بعدها برای اینکه جمع و تفریق آن ها از حالت اعشاری خارج شود واحد «سناوار» را مرسوم کردند.

از مهمترین کاربردهای لگاریتم میتوان به کاربرد آن در علم زلزله شناسی اشاره نمود. مشکلات زیادی در اندازه گیری بیشینه ی دامنه وجود داشت که به توصیه ی گوتنبرگ دانشمند برجسته ی زمین لرزه شناسی اندازه گیری آن بصورت لگاریتم اعشاری انجام شد، امروزه در رابطه ی مقیاس بندی ریشتر و محاسبه ی بزرگی زلزله به لگاریتم بر می خوریم. سال ها بعد چارلز ریشتر زلزله شناس آمریکایی یک مقیاس لگاریتمی را برای سنجش زلزله تعیین کرد که هنوز هم مورد استفاده است و به نام خودش(ریشتر) معروف است. زلزله شناسان نیز انرژی آزاد شده بوسیله ی زلزله، دامنه و فاصله ی زلزله (کانون زلزله) را با محاسبات لگاریتمی اندازه گیری می کنند. البته بزرگی زلزله یک درجه ی قرار داری است اما می توان از طریق آن و بطور نسبی زمین لرزه ها را با یکدیگر مقایسه نمود.

اما باید گفت پرکاربرد ترین علمی که از لگاریتم در آن استفاده می شود شیمی تجزیه است. در شیمی تجزیه بارها و بارها با لگاریتم و عمل لگاریتم گیری مواجه می شویم از آن جمله می توان به استفاده از لگاریتم در اندازه گیری PH ، توابعP ،معادله ی دبای-هوکل که با استفاده از آن می توان ضرایب فعالیت یون ها را از طریق بار و میانگین اندازه ی آن ها محاسبه کرد اشاره نمود.

کاربردهای لگاریتم تنها به موارد اشاره شده در این مقاله ختم نمی شود چنانچه لگاریتم در علوم زیستی، نجوم و در اخترشناسی جهت اندازه گیری فاصله بین ستارگان و سیاره ها، آمار، علوم کامپیوتر، زمین شناسی و نیز کاربرد می یابد ، چه بسا کاربردهای دیگری را که در آینده از لگاریتم شاهد خواهیم بود.

منابع:

۱) ریاضی پایه علوم انسانی پیش دانشگاهی

۲) سرگذشت ریاضیات، پرویز شهریاری، تهران: نشر مهاجر، ۱۳۷۹/

۳) مسائل اساسی ریاضی، مندلسون ترجمه عادل ارشقی انتشارات تهران
۴) خواندنیهای ریاضی، پرویز عظیمی، زاهدان:دانشگاه سیستان و بلوچستان، معاونت پژوهشی، ۱۳۷۹/

۴) ریاضی پایه علوم انسانی پیش دانشگاهی

۵) مبانی شیمی تجزیه، اسکوگ، وست، هالر/ ترجمه ی ویدا توسلی، هوشنگ خلیلی و علی معصومی، جلد اول، انتشارات جهاد دانشگاهی

۶) مدلسازی و بازاریابی، سهمی(مقاله)، گردآوری سهراب خندان.

۷) http://www.iricap.com

8 ) http://www.iiees.ac.ir/seismology

9) http://almez.pntic.mec.es/l

10) http://www.edunet.tn

11) http://sv.wikipedia.org

12) http://www.bibal.ir

13) http://www.hupaa.com

 

           تساوي !

زندگی، Game of Life،  بازی ای است که روی یک صفحه چهارخانه نامتناهی انجام می شود. در هر زمان ( یا مرحله یا نسل ) بعضی از خانه ها یا سلول ها زنده و بعضی دیگر مرده هستند. اینکه در هنگام شروع بازی چه سلول هایی زنده باشند با شماست. اما بعد از آن شما کاری نخواهید داشت جز تماشای اتفاقات جالبی که می افتد. چرا که وضعیت هر سلول در هر زمان بوسیله قانون های زیر، از روی وضعیت آن در مرحله قبل تعیین می شود و زندگی ادامه پیدا می کند.

 

یک سلول زنده در نسل (مرحله) بعد به زندگی ادامه می دهد اگر دو یا سه همسایه زنده داشته باشد 

 

 

سلول زنده ای که چهار تا یا بیشتر همسایه زنده داشته باشد بر اثر ازدیاد جمعیت خواهد مرد. همین طور سلول زنده ای که یکی یا کمتر همسایه زنده داشته باشد از تنهایی خواهد مرد.

   

در یک خانه خالی که دقیقا سه همسایه داشته باشد در نسل بعد یک سلول زنده متولد خواهد شد.

  

 

در زیر می توانید داستان زندگی یک موجود ساده را که از پنج سلول کنار هم ساخته شده است ببینید. در اینجا مثلا در مرحله دوم چهار سلولی که در گوشه های مربع هستند هر کدام سه همسایه دارند پس در نسل سوم زنده خواهند ماند. پنج سلول دیگر طبق قانون ازدیاد جمعیت خواهند مرد و ضمنا سه سلول جدید هم در نسل سوم طبق قانون تولد به دنیا می آیند:

  

همان طور که می بینید این موجود بالاخره به یک موجود متناوب تبدیل می شود یعنی حالت های هفتم وهشتم به تناوب تا ابد تکرار می شوند. حالا که قوانین بازی را یاد گرفتید می توانید با زدن دکمه زیر نسخه ای از Applet بازی را اجرا کنید و موجودات مختلفی بسازید.

 

 در این Applet باکلیک کردن می توانید سلول ها را روشن و خاموش کنید. با زدن دکمه Go بازی شروع می شود. با تنظیم لیست کنار دکمه می توانید با هر بار زدن دکمه Go فقط یک نسل جلو بروید و یا اینکه تغییرات را به طور پیوسته ببینید. بوسیله دکمه Clear می توانید صفحه را پاک کنید و با دکمه Speed می توانید سرعت نمایش نسلها را معین کنید. ضمنا با زدن دکمه Open لیستی از موجوداتی که دیگران طراحی کرده اند پدیدار می شود و می توانید آنها را ببینید.

 

در مثال قبل یک موجود متناوب را دیدید، فکر می کنید موجودات پایدار هم وجود داشته باشند؟ یعنی موجوداتی که در طول همه نسلها تغییر شکل ندهند. جواب مثبت است در زیر می توانید تعدادی از این موجودات را ببینید:

 

  با کمک Applet بالا می توانید درستی این ادعا را آزمایش کنید و موجودات ثابت دیگری پیدا کنید. اگر موجود جدیدی پیدا کردید حتما آن را برای ما بفرستید. نمونه های زیادی از موجودات ثابت را می توانید در فایل Still.lif در Applet ببینید.

 

این بازی را اولین بار John Conway ریاضیدان انگلیسی ابداع کرد. یکی از اولین موجوداتی که توجه او و دوستانش را جلب کرد، موجود کوچکی بود که راه می رفت. اسم این موجود را گلایدر گذاشتند.

  

 بعدها علاقه مندان به این بازی سعی کردند موجودات متحرک بزرگتری را پیدا کنند. در Applet بالا می توانید نمونه های عالی ای را ببینید. شما هم می توانید سعی کنید و موجوداتی را که پیدا می کنید برای ما بفرستید.

 

Conway در حال مساله حل کردن

 

بالاخره بعد از مدتی تب پیدا کردن موجودات عجیب و غریب آنقدر بالا گرفت که در اواسط دهه هشتاد که وقت محاسباتی کامپیوترها بسیار ارزشمند بود خیلی از دانشگاه های امریکا مجبور شدند قوانینی برای جلوگیری از استفاده دانشجویان از وقت کامپیوتر ها برای جستجوی موجودات پیچیده وضع کنند. اما تلاش ها همچنان ادامه پیدا کرد و همه جور موجودی، از انواع تولید کننده های گلایدر (Gun30.lif) گرفته تا موجودات فضاپرکن (Max.lif) موجودات متحرک خیلی بزرگ (َAqua40.lif) موجودات کوچکی که موجودات عجیبی تولید می کنند (Rpento.lif و Pi.lif) موجوداتی با قیافه های بامزه (Zip.lif و Twindots.lif و Tubtrax.lif) و کلی چیزهای بامزه دیگر پیدا شد و برای همه روشن شد که

 

 

زندگی خیلی بیش از آنچه از ابتدا فکر می کردند پیچیده و غیر قابل پیش بینی است.

 

 شما هم اگر دوست داشته باشید می توانید به جمع جهانی این جستجو گران بپیوندید. پیشنهاد می کنم از آزمایش روی الگوهای ساده، مثلا یک ردیف افقی از سلول ها با تعداد مختلف شروع کنید.

تاريخچه انتگرال

بيش از دو هزار سال پيش ارشميدس (287-212 قبل از ميلاد) فرمول هايي را براي محاسبه سطح  وجه ها ، ناحيه ها و حجم هاي جامد  مثل كره ، مخروط و سهمي يافت . روش انتگرال گيري ارشميدس استثنايي و فوق العاده بود جبر ، نقش هاي بنيادي ، كليات و حتي واحد اعشار را هم نمي دانست .

ليبنيز (1716-1646) و نيوتن (1727-1642) حسابان را كشف كردند . عقيده كليدي آنها اين بود كه مشتق گيري و انتگرال گيري اثر يكديگر را خنثي مي كنند با استفاده از اين ارتباط ها آنها توانستند تعدادي از مسائل مهم در رياضي ، فيزيك و نجوم را حل كنند.

فورير (1830-1768) در مورد رسانش گرما بوسيله سلسله زمان هاي مثلثاتي را مي خواند تا نقش هاي بنيادي را نشان دهد .رشته هاي فورير و جابجايي انتگرال امروزه در زمينه هاي مختلفي چون داروسازي و موزيك اجرا مي شود .

گائوس (1855-1777) اولين جدول انتگرال را نوشت و همراه ديگران سعي در عملي كردن انتگرال در رياضي و علوم فيزيك كرد . كايوچي (1857-1789) انتگرال را در يك دامنه همبستگي تعريف كرد . ريمان (1866-1826) و ليبيزگو (1941-1875) انتگرال معين را بر اساس يافته هاي مستدل و منطقي استوار كردند .

ليوويل (1882-1809) يك اسكلت محكم براي انتگرال گيري بوجود آورد بوسيله فهميدن اينكه چه زماني انتگرال نامعين از نقش هاي اساسي دوباره در مرحله جديد خود نقش اساسي مرحله بعد هستند . هرميت (1901-1822) يك شيوه علمي براي انتگرال گيري به صورت عقلي و فكري ( يك روش علمي براي انتگرال گيري سريع ) در دهه 1940 بعد از ميلاد استراسكي اين روش را همراه لگاريتم توسعه بخشيد .

در دهه بيستم ميلادي قبل از بوجود آمدن كامپيوترها رياضيدانان تئوري انتگرال گيري و عملي كردن آن روي جداول انتگرال را توسعه داده بودند و پيشرفت هايي حاصل شده بود .در ميان اين رياضيدانان كساني چون واتسون ، تيچمارش ، بارنر ، ملين ، ميچر ، گرانبر ، هوفريتر ، اردلي ، لوئين ، ليوك ، مگنوس ، آپل بلت ، ابرتينگر ، گرادشتاين ، اكستون ، سريواستاوا ، پرودنيكف ، برايچيكف و ماريچيف حضور داشتند .

در سال 1969 رايسيچ پيشرفت بزرگي در زمينه روش علمي گرفتن انتگرال نامعين حاصل كرد . او كارش را بر پايه تئوري عمومي و تجربي انتگرال گيري با قوانين بنيادي منتشر كرد روش او عملاً در همه گروه هاي قضيه بنيادي كارگر نيست تا زماني كه در وجود آن يك معادله سخت مشتق گيري هست كه نياز دارد تا حل شود . تمام تلاش ها ااز آن پس بر روي حل اين معادله با روش علمي براي موفقيت هاي مختلف قضيه اساسي گذاشته شد . ايت تلاش ها باعث پيشرفت كامل سير و روش علمي رايسيچ شد . در دهه 1980 پيشرفت هايي نيز براي توسعه روش او در موارد خاص از قضيه هاي مخصوص و اصلي او شد .

از قابليت تعريف انتگرال معين به نتايجي دست ميابيم كه نشان دهنده قدرتي است كه در رياضيات مي باشد (1988) جامعيت و بزرگي به ما ديدگاه موثر و قوي در مورد گسترش در  رياضيات و همچنين كارهاي انجام شده در قوانين انتگرال مي دهد . گذشته از اين رياضيات توانايي دارد تا به تعداد زيادي از نتيجه هاي مجموعه هاي مشهور انتگرال پاسخ دهد ( اينكه بفهميم اين اشتباهات ناشي از غلط هاي چاپي بوده است يا نه ) . رياضيات اين را ممكن مي سازد تا هزاران مسئله انتگرال را حل نماييم به طوريكه تا كنون در هيچ يك از كتابهاي دستنويس قبلي نيامده باشد . در آينده ديگر وظيفه ضروري انتگرال اين است كه به ازمايش تقارب خطوط ، ارزش اصلي آن و مكانيسم فرض ها بپردازد .

هندسه كاواليري

هندسه كاواليري

بوتاون تورا کاوالیری (۱۵۶۴-۱۶۴۲) اهل میلان، از همان سال های نخستین به ریاضیات علاقه مند بود،و به ظاهر زیر تاثیر گالیله، روش « غیر قابل تقسیم ها» را در هندسه بوجود آورد که در اثر بزرگ او در سال ۱۶۳۵، با عنوان «هندسه، با طرح تازه ای بر اساس غیر قابل تقسیم های پیوسته»، به شهرت رسید.

غیر قابل تقسیم ها، از نظر کاوالیری، وترهای موازی در درون شکل روی صفحه، و صفحه های موازی در درون جسم بود. او برای مقایسه ی شکل های روی صفحه و جسم های فضایی، مفهوم « مجموع همه ی غیر قابل تقسیم ها» را آورد که تماس سطح و فضای جسم را پر می کردند.

برای کاوالیری، نسبت این مجموع ها، همان نسبت مساحت ها و حجم ها بود. او شکل های روی صفحه را، بین دو خط راست موازی در نظر گرفت.

اصل کاوالیری درباره مساحت

اگر فرض کنیم قاعده های دو شکل بر روی یک خط قرار گرفته باشند. اگر هر خطی موازی قاعده های دو شکل در آنها قطعه هایی با طول های مساوی ایجاد کند، مساحت های آن دو شکل برابر است.

با توجه به شکل دو شکل بر روی افق قرار گرفته اند. اگرهر خطی به موازات قاعده مانند d رسم کنیم و داشته باشیم: AB=CD، MN=PE ، آنگاه دو شکل هم مساحت هستند.

اصل کاوالیری در باره حجم ها

دو شکل فضایی و صفحه ای که قاعده های دو شکل در آن قرار گرفته باشد را نظر بگیرید. اگر هر صفحه ای موازی با این صفحه که یکی از این دو شکل را قطع می کند، دیگری را نیز قطع می کند و سطح مقطع های حاصل دارای مساحت های برابر باشند، آنگاه این دو شکل فضایی حجم یکسان دارند.

خود کاوالیری در این زمینه می نویسد: «دو جسمی که قاعده ی آنهای بر یک صفحه و ارتفاعشان برابر باشد، به شرطی هم ارزند یعنی حجم های برابر دارند که مقطع های آنهابا صفحه های موازی با قاعده باشد.»

این نظام کار، به نام «نظام کاوالیری» معروف است.

کاوالیری بر پایه ی این نظام، قضیه های زیادی را اثبات می کند. برای نمونه، ثابت کرد نسبت مساحت های دو مثلث متشابه برابر است با نسبت مجذور ضلع های متناظر آن ها.

ابهامی که در مفهوم «مجموع غیر قابل تقسیم ها» وجود دارد، موجب اعتراض و انتقاد سخت بعضی از هم عصران کاوالیری شد. به همین خاطر کاوالیری کتاب دیگری با نام «شش طرح هندسی» را نوشت که در آن، تلاش کرد مفهوم هایی را که بکار می برد، دقیق تر کند، با وجود این، خود کاوالیری تا پایان زندگی نسبت به کافی بودن استدلالهای خود در تردید باقی بود، گرچه به درستی آن ها اعتقاد داشت.

طرح کاوالیری در هندسه و آموزش او درباره ی غیر قابل تقسیم ها، تنها برای درک بهتر هندسه ی مقدماتی سودمند نبود. این آموزش، یعنی جمع کردن غیر قابل تقسیم ها، پیش در آمدی برای انتگرال گیری بود. کاوالیری نماد انتگرال را بکار نمی برد، ولی در واقع از انتگرال گیری استفاده می کرد…

به جز این، در هندسه ی کاولیری به قضیه هایی بر می خوریم که برای پیدایش محاسبه ی دیفرانسیلی، ارزش معینی دارند. از آن جمله، نخستین گزاره ای که در هندسه آمده، هم ارز با قضیه رول است، و به دنبال آن گزاره ای آمده است که مضمون آن اینست: در نقطه های ماکزیمم و می نیمم تابع، مماس بر نمودار با محور طول ها موازی است.

یکی از کمبود های جدی هندسه ی کاوالیری این است که مولف از بکارگیری جبر فراری است و همه جا به هندسه دانان قدیمی تکیه می کند. بی تردید، بکار گیری نمادهای جبری که در زمان کاوالیری رایج شده بود، می توانست کارهای او را دقیق تر، کامل تر و قابل درک تر کند.

گردآورنده: الهه دانائي راد

منبع: اينترنت

 

تاریخچه مختصر ریاضی

 
 

تاريخچه مختصر رياضيات‎» انسان‎ ‎اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني‎ ‎همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد ‏جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي‎ ‎مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان ‏دست دستگاه شماري‎ ‎پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين‎ ‎دستگاه ‏شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري‎ ‎مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان ‏مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است‎ ‎در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها ‏در حدود‎ ‎‏2500‏‎ ‎سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري‎ ‎را پديد آوردند. نخستين ‏دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه‎ ‎در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان ‏وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و‎ ‎هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس‎ ‎يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت‎ ‎گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون ‏فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در‎ ‎ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي ‏كيوس‎ ‎قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه‎ ‎جديد ما را تشكيل مي دهند. ‏در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در‎ ‎آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين ‏فيلسوف بزرگ به‎ ‎تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر‎ ‎وي ‏ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در‎ ‎مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود ‏هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير‎ ‎اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي‎ ‎داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ‎ ‎گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم ‏برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس‎ ‎كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار‎ ‎هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز‎ ‎شكفتگي تمدن اسلام بود. در ‏زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود‎ ‎رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان ‏عربي زبان علمي بين‎ ‎المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820‏‎ ‎به هنگام ‏خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا‎ (‎‏998-938‏‎) ‎است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد ‏آورد و بالاخره محمد بن هيثم‎ (‎‏1039-965‏‎) ‎معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و‎ ‎نجوم ‏است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي‎ ‎اروپاست. عامه مردم در منتهاي فلاكت و ‏بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي‎ ‎كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-‏‏1170‏‎) ‎رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم‎ ‎هندسه تحليلي دانست. در قرون ‏پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان‎ ‎آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر ‏قرن شانزدهم‎ ‎در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات‎ ‎ارزنده‌اي نمود. وي ‏يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه‎ ‎دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ ‏لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب‎ ‎مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه‎ ‎داد‎: ‏1‏‎- ‎مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين‎. ‏2‏‎- ‎در حاليكه ماه به گرد زمين‎ ‎مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند‎. ‏3‏‎- ‎زمين در هر‎ ‎‏24‏‎ ‎ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت‎. پس از مرگ كوپرنيك‎ ‎مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات‎ ‎كاملاً با نمايش و ‏تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه‏‎ ‎تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه ‏دستيار وي بود محول گشت. پس از‎ ‎سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود ‏به گرد‎ ‎خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي‎ ‎شكل حركت مي كنند كه خورشيد ‏نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در‎ ‎تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين ‏قرن كشيشي‎ ‎پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در‎ ‎سال 1609 گاليله ‏رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي‎ ‎يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام ‏را به دست آورد و مفهوم شتاب را‎ ‎تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه‎ ‎كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ‎ ‎سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت ‏افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي‎ ‎مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ‏ذكر‎ ‎شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است‎ ‎كه يكي از برجسته ترين آثار او ‏تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي‎ ‎باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك ‏فرانسوي است‎ ‎كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان‎ ‎ديگر فرانسوي ‏يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا‎ ‎معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم ‏مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در‎ ‎تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. ‏بدون شك‎ ‎پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و‎ ‎نيز مي توان ارزش او را در علم ‏فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم‎ ‎رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن ‏انگليسي، لايب‎ ‎نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند. لايب نيتس در سال 1684 با‏‎ ‎انتشار مقاله اي ‏درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در‎ ‎تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد ‏و عمليات مختلف آنها باعث شد‎ ‎كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام‎ ‎طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد‎. ‎دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در ‏مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد‎. ‎كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو ‏انحنايي انتشار‎ ‎داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب‎ ‎قابل توجهي ‏مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر‎ ‎لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است‎ ‎كه در 15 ‏آوريل 1707 م. در شهر بال متولد‎ ‎شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان‎ ‎تمام ‏ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين‎ ‎شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه ‏در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون‎ ‎لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار ‏مونژ اين‎ ‎نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه‎ ‎ترسيمي را بوجود آورد. ‏ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي‎ ‎اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ‏ديگر دانشمندان بزرگ‎ ‎اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات‎ ‎مهمي ‏در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود‎ ‎آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها ‏و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و‎ ‎اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر ‏هموطنان‎ ‎برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در‎ ‎سال 1824 ثابت نمود كه ‏صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه‎ ‎بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد. گالوا ‏كه در 26 اكتبر 1811‏‎ ‎م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده‎ ‎بود در معادلات ‏جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از‎ ‎دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي ‏باشد كه آثاري همچون «موارد‎ ‎استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه‎ ‎اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با‎ ‎بالاترين درجه استادي به بالاترين ‏حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم‎ ‎رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره ‏هندسه‎ ‎غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه‎ ‎اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ‏ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از‎ ‎آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل ‏هرميت كه در‎ ‎مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در‎ ‎روسيه تولد يافته بود ‏در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه‎ ‎اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير ‏تعريف كرد‎: ‏1‏‎- ‎اجتماع‎ ‎اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي‎ ‎گويند‎. ‏2‏‎- ‎اجتماع اشيايي مشخص و متمايز‎ ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا‎ ‎غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست ‏و هفت‎ ‎سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از‎ ‎پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ ‏لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي‎ ‎فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك ‏رياضي به‎ ‎منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات‎ ‎بيش از پيش در حريم ساير ‏علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت‎ ‎انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم ‏شده است‎.‎تاريخچه مختصر رياضيات‎» انسان‎ ‎اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني‎ ‎همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد ‏جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي‎ ‎مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان ‏دست دستگاه شماري‎ ‎پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين‎ ‎دستگاه ‏شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري‎ ‎مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان ‏مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است‎ ‎در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها ‏در حدود‎ ‎‏2500‏‎ ‎سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري‎ ‎را پديد آوردند. نخستين ‏دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه‎ ‎در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان ‏وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و‏‎ ‎هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس‎ ‎يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت‎ ‎گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون ‏فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در‎ ‎ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي ‏كيوس‎ ‎قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه‎ ‎جديد ما را تشكيل مي دهند. ‏در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در‎ ‎آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين ‏فيلسوف بزرگ به‎ ‎تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر‎ ‎وي ‏ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در‎ ‎مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود ‏هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير‏‎ ‎اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي‎ ‎داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ‎ ‎گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم ‏برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس‎ ‎كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار‎ ‎هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز‎ ‎شكفتگي تمدن اسلام بود. در ‏زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود‎ ‎رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان ‏عربي زبان علمي بين‎ ‎المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820‏‎ ‎به هنگام ‏خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا‎ (‎‏998-938‏‎) ‎است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد ‏آورد و بالاخره محمد بن هيثم‎ (‎‏1039-965‏‎) ‎معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و‎ ‎نجوم ‏است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي‎ ‎اروپاست. عامه مردم در منتهاي فلاكت و ‏بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي‎ ‎كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-‏‏1170‏‎) ‎رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم‎ ‎هندسه تحليلي دانست. در قرون ‏پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان‎ ‎آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر ‏قرن شانزدهم‎ ‎در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات‎ ‎ارزنده‌اي نمود. وي ‏يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه‎ ‎دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ ‏لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب‎ ‎مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه‎ ‎داد‎: ‏1‏‎- ‎مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين‎. ‏2‏‎- ‎در حاليكه ماه به گرد زمين‎ ‎مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند‎. ‏3‏‎- ‎زمين در هر‎ ‎‏24‏‎ ‎ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت‎. پس از مرگ كوپرنيك‎ ‎مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات‎ ‎كاملاً با نمايش و ‏تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه‎ ‎تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه ‏دستيار وي بود محول گشت. پس از‎ ‎سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود ‏به گرد‎ ‎خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي‎ ‎شكل حركت مي كنند كه خورشيد ‏نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در‎ ‎تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين ‏قرن كشيشي‎ ‎پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در‎ ‎سال 1609 گاليله ‏رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي‎ ‎يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام ‏را به دست آورد و مفهوم شتاب را‎ ‎تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه‎ ‎كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ‎ ‎سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت ‏افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي‎ ‎مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ‏ذكر‎ ‎شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است‎ ‎كه يكي از برجسته ترين آثار او ‏تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي‎ ‎باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك ‏فرانسوي است‎ ‎كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان‎ ‎ديگر فرانسوي ‏يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا‎ ‎معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم ‏مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در‎ ‎تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. ‏بدون شك‎ ‎پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و‎ ‎نيز مي توان ارزش او را در علم ‏فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم‎ ‎رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن ‏انگليسي، لايب‎ ‎نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند. لايب نيتس در سال 1684 با‏‎ ‎انتشار مقاله اي ‏درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در‎ ‎تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد ‏و عمليات مختلف آنها باعث شد‎ ‎كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام‎ ‎طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد‎. ‎دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در ‏مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد‎. ‎كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو ‏انحنايي انتشار‎ ‎داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب‎ ‎قابل توجهي ‏مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر‎ ‎لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است‎ ‎كه در 15 ‏آوريل 1707 م. در شهر بال متولد‎ ‎شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان‎ ‎تمام ‏ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين‎ ‎شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه ‏در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون‎ ‎لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار ‏مونژ اين‎ ‎نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه‎ ‎ترسيمي را بوجود آورد. ‏ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي‎ ‎اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ‏ديگر دانشمندان بزرگ‎ ‎اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات‎ ‎مهمي ‏در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود‎ ‎آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها ‏و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و‎ ‎اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر ‏هموطنان‎ ‎برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در‎ ‎سال 1824 ثابت نمود كه ‏صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه‏‎ ‎بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد. گالوا ‏كه در 26 اكتبر 1811‏‎ ‎م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده‎ ‎بود در معادلات ‏جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از‎ ‎دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي ‏باشد كه آثاري همچون «موارد‎ ‎استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه‎ ‎اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با‎ ‎بالاترين درجه استادي به بالاترين ‏حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم‎ ‎رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره ‏هندسه‎ ‎غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه‎ ‎اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ‏ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از‏‎ ‎آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل ‏هرميت كه در‎ ‎مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در‎ ‎روسيه تولد يافته بود ‏در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه‎ ‎اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير ‏تعريف كرد‎: ‏1‏‎- ‎اجتماع‎ ‎اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي‎ ‎گويند‎. ‏2‏‎- ‎اجتماع اشيايي مشخص و متمايز‎ ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا‎ ‎غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست ‏و هفت‎ ‎سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از‎ ‎پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ ‏لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي‎ ‎فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك ‏رياضي به‎ ‎منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات‎ ‎بيش از پيش در حريم ساير ‏علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت‎ ‎انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم ‏شده است‎.‎‏ تاريخچه مختصر رياضيات‏‎» انسان‎ ‎اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني‎ ‎همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد ‏جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي‎ ‎مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان ‏دست دستگاه شماري‎ ‎پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين‎ ‎دستگاه ‏شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري‎ ‎مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان ‏مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است‎ ‎در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها ‏در حدود‎ ‎‏2500‏‎ ‎سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري‎ ‎را پديد آوردند. نخستين ‏دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه‎ ‎در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان ‏وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و‎ ‎هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس‎ ‎يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت‎ ‎گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون ‏فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در‎ ‎ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي ‏كيوس‎ ‎قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه‎ ‎جديد ما را تشكيل مي دهند. ‏در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در‎ ‎آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين ‏فيلسوف بزرگ به‎ ‎تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر‎ ‎وي ‏ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در‎ ‎مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود ‏هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير‎ ‎اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي‎ ‎داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ‎ ‎گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم ‏برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس‎ ‎كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار‎ ‎هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز‎ ‎شكفتگي تمدن اسلام بود. در ‏زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود‎ ‎رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان ‏عربي زبان علمي بين‎ ‎المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820‏‎ ‎به هنگام ‏خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا‎ (‎‏998-938‏‎) ‎است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد ‏آورد و بالاخره محمد بن هيثم‎ (‎‏1039-965‏‎) ‎معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و‎ ‎نجوم ‏است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي‎ ‎اروپاست. عامه مردم در منتهاي فلاكت و ‏بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي‎ ‎كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-‏‏1170‏‎) ‎رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم‎ ‎هندسه تحليلي دانست. در قرون ‏پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان‎ ‎آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر ‏قرن شانزدهم‎ ‎در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات‎ ‎ارزنده‌اي نمود. وي ‏يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه‎ ‎دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ ‏لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب‎ ‎مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه‎ ‎داد‎: ‏1‏‎- ‎مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين‎. ‏2‏‎- ‎در حاليكه ماه به گرد زمين‎ ‎مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند‎. ‏3‏‎- ‎زمين در هر‎ ‎‏24‏‎ ‎ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت‎. پس از مرگ كوپرنيك‎ ‎مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات‎ ‎كاملاً با نمايش و ‏تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه‎ ‎تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه ‏دستيار وي بود محول گشت. پس از‎ ‎سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود ‏به گرد‎ ‎خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي‎ ‎شكل حركت مي كنند كه خورشيد ‏نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در‎ ‎تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين ‏قرن كشيشي‎ ‎پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در‎ ‎سال 1609 گاليله ‏رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي‎ ‎يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام ‏را به دست آورد و مفهوم شتاب را‎ ‎تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه‎ ‎كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ‎ ‎سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت ‏افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي‎ ‎مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ‏ذكر‎ ‎شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است‏‎ ‎كه يكي از برجسته ترين آثار او ‏تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي‎ ‎باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك ‏فرانسوي است‎ ‎كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان‎ ‎ديگر فرانسوي ‏يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا‎ ‎معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم ‏مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در‎ ‎تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. ‏بدون شك‎ ‎پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و‎ ‎نيز مي توان ارزش او را در علم ‏فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم‎ ‎رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن ‏انگليسي، لايب‎ ‎نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند. لايب نيتس در سال 1684 با‏‎ ‎انتشار مقاله اي ‏درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در‎ ‎تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد ‏و عمليات مختلف آنها باعث شد‎ ‎كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام‎ ‎طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد‎. ‎دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در ‏مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد‎. ‎كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو ‏انحنايي انتشار‎ ‎داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب‎ ‎قابل توجهي ‏مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر‎ ‎لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است‎ ‎كه در 15 ‏آوريل 1707 م. در شهر بال متولد‎ ‎شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان‎ ‎تمام ‏ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين‎ ‎شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه ‏در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون‎ ‎لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار ‏مونژ اين‎ ‎نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه‎ ‎ترسيمي را بوجود آورد. ‏ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي‎ ‎اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ‏ديگر دانشمندان بزرگ‎ ‎اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات‎ ‎مهمي ‏در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود‎ ‎آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها ‏و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و‎ ‎اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر ‏هموطنان‎ ‎برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در‎ ‎سال 1824 ثابت نمود كه ‏صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه‎ ‎بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد. گالوا ‏كه در 26 اكتبر 1811‏‎ ‎م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده‎ ‎بود در معادلات ‏جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از‎ ‎دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي ‏باشد كه آثاري همچون «موارد‎ ‎استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه‎ ‎اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با‎ ‎بالاترين درجه استادي به بالاترين ‏حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم‎ ‎رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره ‏هندسه‎ ‎غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه‎ ‎اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ‏ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از‎ ‎آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل ‏هرميت كه در‎ ‎مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در‎ ‎روسيه تولد يافته بود ‏در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه‎ ‎اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير ‏تعريف كرد‎: ‏1‏‎- ‎اجتماع‎ ‎اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي‎ ‎گويند‎. ‏2‏‎- ‎اجتماع اشيايي مشخص و متمايز‎ ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا‎ ‎غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست ‏و هفت‎ ‎سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از‎ ‎پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ ‏لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي‎ ‎فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك ‏رياضي به‎ ‎منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات‎ ‎بيش از پيش در حريم ساير ‏علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت‎ ‎انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم ‏شده است‎.‎

خداشناسی یک دانش آموز ریاضی فیزیک

به نام رسم كننده ي نمودار زندگي                      

زندگي در درون خود نكته هايي دارد كه براي عمل به اين نكته ها بايد فرمول  هايي

راياد داشت كه براي پيدا كردن فرمول مناسب بايد توجهات را مد نظر قرار داد كه

در كنار اين توجهات يادآوري هانيز به ما چشمك مي زنند كه اين چشمك ها     

 موجب ديدن نتايج عمل كردن به اين نكته ها مي شود كه اين نتايج خود       

همراه با تبصره هايي هستند كه اين تبصره ها...                    

                  

 

اگر بخواهي روزي از مشكلاتت  جذ ر بگيري و آنها را بر 10 به توان nتقسيم كني ياد من

باش كه من هميشه سعي كردم كه خوشي هايم را به توان n برسانم تا بتوانم از مشكلاتم كه در برابر آن مانند اپسيلوني است چشم پوشي كنم و گاهي آرزو هايم را يكي يكي با هم جمع كردم و يكي يكي از آنها مشتق گرفتم ومساوي صفر قرار دادم تا بتوانم از درون آن جوابي براي خود پيدا كنم و x  و y را بيابم كه راه رسيدن به آرزوهايم باشد و اميدوارم هيچ گاه y ام مساوي صفر نباشد كه هنگامي كه آن را در معادله بگذارم ببينم كه x ام هم صفر مي شود و هيچ راهي براي رسيدن به آرزوهايم ندارم. هدف هايم را در هم ضرب كردم ومنهاي هوس هاي جواني ام كردم تا به جوابي برسم كه نه از مجانبي عبا داشته باشم كه نكند به آن برخورد كنم و نه به دنبال نقطه ي عطف خود باشم و يك راست به سمت جدول مختصات بروم و خودم را رسم كنم خودم را به صورت منحني اي مانند منحني sin رسم كنم كه قابليت انعطاف و انتقاد داشته باشم كه با يك انتقاد يكدفعه خودم را در 0‌‌ نبينم كه راه به سويي نداشته باشم و معادله ام بي جواب بماند پس سعي خودم را مي كنم كه هميشه نقطه ي ماكزيمم منحني باشم.

 

مثلث كوچكتر از دايره

 

مثلث كوچكتر از دايره

دو فيزيكدان امريكايي توانسته اند با تغييراتي در طراحي شيرها ، ابعاد قطره هاي خروجي از شير را كنترل كنند.
اشتباه نكنيد ، اين يافته ها ، كاربردهايي در نشتي شيرآلات و يا چكه كردن شير ندارد ، بلكه مهمترين كاربردهاي آن در صنعت چاپ ، زيست فناوري و ميكروالكترونيك است.

قطرات ريز ، پايه اصلي فناوري هايي هستند كه در زندگي روزمره به شكل چاپگرهاي جوهر افشان، خود را نشان مي دهند ؛ اما كاغذ و جوهر در استفاده از اين فناوري تنها نيستند.

در لحيم كاري مدارهاي بسيار ريز و تهيه شبكه هاي ويژه اي از DNA براي تحليل ژنتيكي نيز از اين قطرات ريز استفاده وسيعي مي شود.

حتما براي آبياري باغچه ، تميز كردن حياط و يا شستشوي خودرو از شيلنگ آب استفاده كرده ايد و براي بالا بردن اثر جريان آب ، انگشت خود را سر شيلنگ قرار داده ايد.

در اين حالت ، سرعت قطرات آب بيشتر مي شود ، ولي با اندكي دقت ، متوجه مي شويد ابعاد قطرات آب بشدت كاهش مي يابد. براي توليد قطرات كوچكتر به شيپورهاي كوچكتري نياز است ، ولي اگر قرار باشد تعداد قطرات به همان مقدار سابق باشد ، فشار بيشتري بايد پشت آب قرار گيرد.

بدين ترتيب ، اين فشار مي تواند به قدري افزايش يابد كه منجر به ترك خوردن يا شكسته شدن شيپوره شود.
فيزيكدانان دانشگاه هاروارد توانستند با تغيير شكل سطح مقطع شيپوره از دايره به مثلث، قطرات كوچكتري را به ازاي فشار يكسان توليد كنند.

آنان در محاسبات خود متوجه شدند شيپوره اي كه سطح مقطع دايره اي دارد ، بدترين گزينه ممكن براي توليد قطرات ريز است ؛ ولي اگر اين شيپوره بين 3نقطه محدود شود و شكلي مثلثي با سطوح مقعر به دست آيد ، قطراتي توليد مي شوند كه حجم آنها 21درصد كمتر از قطرات توليد شده در شيپوره دايره اي است.
اين محاسبات به شيپوره هاي بسيار كوچك چاپگر جوهرافشان قابل اعمال است ، ولي اگر عرض شيپوره بيش از يك ميلي متر باشد ، نيروي گرانش بر اندازه قطره تاثير خواهد گذاشت و بدين ترتيب فايده اي ندارد در دوش حمام از سوراخ هاي مثلثي شكل استفاده شود ، چون ابعاد قطره زياد كوچك نمي شود.

منبع :www.bbc.co.uk

سودوکو

جدول سودوکو


www.mzare.ir


در سالهای گذشته این جدول کاربرد عمومی خود را برای سرگرمی پیدا کرده و خیلی ها را به خود معتاد کرده است. این روزها سودوکو سرگرمی بسیاری از مردم جهان شده است، کتاب های مجموعه این جدول ها نیز در نشریات کشورهای مختلف به چاپ می رسد و بسیاری از روزنامه های مترویی در کشور های غربی جدول سودوکو را در صفحات سرگرمی خود گنجانده اند.


 

تاریخچه
سودوکو یا سادوکو مخفف عبارت ژاپنی “Suuji wa dokushin ni kagiru” به معنی عدد های بی تکرار است و نوعی جدول اعداد است که امروزه یکی از سرگرمی های رایج در کشورهای مختلف جهان بشمار می آید. سودوکو فقط یکی از نامهای این بازی است. در آمریکا این بازی به نام “number place “مشهور است. گفته می شود که این بازی ریشه در چین باستان دارد و در قرن ۱۷ میلادی به اتریش برده شد و بعد از آن به بقیه اروپا و آمریکا راه پیدا کرده، بعد از گذشت زمان های طولانی در دهه ی۸۰ میلادی در مجله های تفریحی ظاهر شد. اما در جایی دیگر نیز آمده است که نخستین جدول سودوکو را یک ریاضیدان اروپایی در قرن هجدهم طراحی کرده است .
در سالهای گذشته این جدول کاربرد عمومی خود را برای سرگرمی پیدا کرده و خیلی ها را به خود معتاد کرده است. این روزها سودوکو سرگرمی بسیاری از مردم جهان شده است، کتاب های مجموعه این جدول ها نیز در نشریات کشورهای مختلف به چاپ می رسد و بسیاری از روزنامه های مترویی در کشور های غربی جدول سودوکو را در صفحات سرگرمی خود گنجانده اند. میزان محبوبیت این بازی رو به گسترش به میزانی است که نسخه های نرم افزاری این بازی برای تلفن های همراه رواج پیدا کرده و حتی مسابقه های تلویزیونی حل سودوکو در کوتاه ترین زمان ممکن به راه افتاده است. این بازی در نمایشگاه بین المللی بازی و سرگرمی آلمان به عنوان محبوب ترین و پرطرفدارترین بازی شناخته شده است و همچنین قانون بسیار ساده و روشنی دارد .
قوانین بازی
سودوکو انواع مختلف ساده ، متوسط ، دشوار و خیلی دشوار دارد و بسته به تعداد خانه های خالی دشوارتر می شود. بازی سودوکو را از سه جنبه می توان طبقه بندی نمود. یکی از این جنبه ها مرتبط است با ساختار فیزیکی جدول و تعداد خانه های آن که حالات متفاوتی را در بر می گیرد. مورد دیگر با اعمال قوانین مختلف در بعضی از جداول گوناگون، البته بدون تغییر در قوانین پایه ای و بنیادین این بازی در ارتباط می باشد. در نهایت جنبه سوم رتبه بندی این بازی از درجه آسان تا دشوار می باشد .
نوع متداول سودوکو در واقع نوعی جدول است که از ۹ ستون عمودی و ۹ ستون افقی تشکیل شده و کل جدول هم به ۹ بخش کوچکتر تقسیم میشود .
حالا شما باید اعداد ۱ تا ۹ را در هر یک از جدول های کوچکتر بدون تکرار بنویسید، به صورتی که در هر ستون بزرگتر افقی یا عمودی هیچ عددی تکرار نشود . در واقع هم باید از تمام اعداد ۱ تا ۹ در همه ستون های عمودی و افقی استفاده کنید و هم باید مراقب باشید هیچ عددی تکرار نشود و در همه مربع های ۳ ستونی کوچکتر نیز به همین ترتیب همه اعداد ۱ تا ۹ بیاید و تکرار نشود. همیشه به عنوان راهنمایی چند عدد در جدول از قبل مشخص میشود تا بقیه اعداد را شما پیدا کنید .
روش حل :
ابتدا در تمام خانه های خالی جدول، اعداد را از یک تا نه می نویسیم .
سپس به سراغ یکی از اعدادی که از قبل توسط طراح نوشته شده می رویم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقی )قرار گرفته اند را پاک می کنیم و سپس یک خط افقی در بالای آن عدد می کشیم که مشخص باشد .
در این مرحله همانند مرحله قبل عمل می کنیم با این اختلاف که در تمام خانه های عمودی در بالا یا پایین عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک می کنیم وسپس با یک خط عمودی در کنار آن عدد آن را مشخص می نماییم .
اکنون باید اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه ای متناظر، پاک کنیم وعدد را با یک دایره بر دور آن مشخص کنیم .
فقط سه مرحله قبلی را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپی) تکرار کنیم و کشیدن خطهای عمودی افقی و دایره را بر آن عددها نباید فراموش کنیم که این عمل می تواند به شما نشان دهد که کدام یک از قلم افتاده است .
وقتی که تمام اعداد چاپی با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا این مرحله تمام شده است .
در این مرحله به دنبال خانه هایی می گردیم که فقط یک عدد در آنها باقی مانده و آن اعداد را پررنگ می کنیم .
ما باید در هر ستون نیز عددی را که فقط یکبار درآن ستون آمده را پیدا کنیم که این عدد یقینا جواب همان خانه است و این عدد را هم پررنگ کنیم .
اکنون در هر مربع نه خانه ای عددی را که فقط یکبار در این نه خانه آمده است را یافته و به عنوان جواب یادداشت می کنیم

مرکز ریاضیات

http://www.articles.ir/

شش عدد حاكم بر كل جهان کدام است؟

شش عدد حاكم بر كل جهان کدام است؟

شش عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از این اعداد با مقدار فعلی آن كمی فرق داشت، هیچ ستاره، سیاره یا انسانی در جهان وجود نداشت. قوانین ریاضی عامل تحكیم ساختار جهان است


این متن خلاصه مقاله پروفسور سرمارتین ریس، یكی از پیشگامان كیهان شناسی در جهان است. وی استاد تحقیقات انجمن سلطنتی در دانشگاه كمبریج و دارای عنوان اخترشناس سلطنتی است. در عین حال وی عضو انجمن سلطنتی، آكادمی ملی علوم ایالات متحده و آكادمی علوم روسیه است. وی ضمن مشاركت با چندین همكار بین المللی ایده های بسیار مهمی در مورد سیاهچاله ها، تشكیل كهكشان ها و اخترفیزیك انرژی بالا داشته است.
شش عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از این اعداد با مقدار فعلی آن كمی فرق داشت، هیچ ستاره، سیاره یا انسانی در جهان وجود نداشت. قوانین ریاضی عامل تحكیم ساختار جهان است.
این قاعده فقط شامل اتم ها نمی شود، بلكه كهكشان ها، ستاره ها و انسان ها را نیز در برمی گیرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازه و جرمشان، انواع مختلفی كه از آنها وجود دارد و نیروهایی كه آنها را به یكدیگر متصل می كند ـ عامل تعیین كننده ماهیت شیمیایی جهانی است كه در آن به سر می بریم. تعداد بسیار اتم ها به نیروها و ذرات داخل آنها بستگی دارد. اجرامی را كه اخترشناسان مورد بررسی قرار می دهند ـ سیارات، ستارگان و كهكشان ها ـ توسط نیروی گرانش كنترل می شوند و همه این موارد در جهان در حال گسترشی روی می دهد كه خواصش در لحظه انفجار بزرگ اولیه(Bigbang) در آن تثبیت شده است.
علم با تشخیص نظم و الگوهای موجود در طبیعت پیشرفت می كند، بنابراین پدیده های هر چه بیشتری را می توان در دسته ها و قوانین عام گنجاند. نظریه پردازان در تلاشند اساس قوانین فیزیكی را در مجموعه های منظمی از روابط و چند عدد خلاصه كنند. هنوز هم تا پایان كار راه زیادی باقیمانده است، اما پیشرفت های به دست آمده نیز چشمگیرند.
در آغاز قرن بیست و یكم، شش عدد معرفی شدند كه به نظر می رسد از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. دو تا از این اعداد به نیروهای اساسی مربوط می شوند؛ دو تای دیگر اندازه و «ساختار» نهایی جهان ما را تثبیت می كند و بیانگر آن هستند كه آیا جهان برای همیشه امتداد می یابد یا خیر؛ و دو عدد باقیمانده بیانگر خواص خود فضا هستند. این شش عدد با یكدیگر« نسخه»ای را برای جهان تشكیل می دهند.
گذشته از این جهان نسبت به مقدار این شش عدد بسیار حساس است: اگر یكی از این اعداد تنظیم نشده باشد، آن وقت نه ستاره ای در جهان وجود می داشت و نه حیاتی. سه تا از این اعداد (كه به جهان در مقیاس بزرگ وابسته است) به تازگی با دقت زیاد اندازه گیری شده است. سر برآوردن حیات انسان در سیاره زمین حدود ۵/۴ ۵.۶ میلیارد سال به درازا كشیده است. حتی پیش از آنكه خورشید ما و سیارات گرداگرد آن تشكیل شوند، ستاره های قدیمی تر، هیدروژن را به كربن، اكسیژن و دیگر اتم های جدول تناوبی تبدیل می كردند. این فرآیند حدود ده میلیارد سال به درازا كشیده است. اندازه جهان قابل مشاهده تقریباً برابر فاصله ای است كه نور بعد از انفجار بزرگ پیموده است بنابراین این جهان قابل مشاهده كنونی باید بیش از ۱۰ میلیارد سال نوری وسعت داشته باشد.(X=Ct ,t=۱*۳۶۰۰*۲۴*۳۶۵,C=۳*۱۰^۸)
بسیاری از مناقاشات پردامنه و طولانی مباحث كیهان شناختی امروزه دیگر پایان یافته، و در مورد بسیاری از مواردی كه پیش از این موضوع بحث بودند، دیگر مناظره ای صورت نمی گیرد. اینشتین در یكی از مشهورترین كلمات قصار خود می گوید: «غیرقابل درك ترین چیز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است.» وی در این عبارت بر شگفتی خود در مورد قوانین فیزیك كه ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفته و تا حدودی با آنها آشناست تاكید می كند، قوانینی كه نه فقط در روی زمین بلكه در دوردست ترین كهكشان ها هم مصداق دارد. نیوتن به ما آموخت همان نیرویی كه سیب را به سمت زمین می كشد، ماه و سیارات را در مدار خود به گردش در می آورد. هم اكنون می دانیم همین نیروست كه عامل تشكیل كهكشان ها است و همین نیروست كه باعث می شود ستاره ها به سیاهچاله تبدیل شوند.
قوانین فیزیكی و هندسه ممكن است در جهان های دیگر متفاوت باشد. چیزی كه جهان ما را از سایر جهان ها متمایز می كند ممكن است همین شش عدد باشد.
۱- عدد كیهانی امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها، گازهای پراكنده و «ماده تاریك» ـ در جهان ماست. امگا اهمیت نسبی گرانش و انرژی انبساط در جهان را به ما ارائه می دهد جهانی كه امگای آن بسیار بزرگ است، بایستی مدت ها پیش از این درهم فرورفته باشد، و در جهانی كه امگای آن بسیار كوچك است، هیچ كهكشانی تشكیل نمی شود. تئوری تورم انفجار بزرگ می گوید، امگا باید یك باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقیق آن را اندازه بگیرند.
۲- اپسیلون بیانگر آن است كه هسته های اتمی با چه شدتی به یكدیگر متصل شده اند و چگونه تمامی اتم های موجود در زمین شكل گرفته اند. مقدار اپسیلون انرژی ساطع شده از خورشید را كنترل می كند و از آن حساس تر اینكه، چگونه ستارگان، هیدروژن را به تمامی اتم های جدول تناوبی تبدیل می كنند، به دلیل فرآیندهایی كه در ستارگان روی می دهد، كربن و اكسیژن عناصر مهمی محسوب می شوند ولی طلا و اورانیوم كمیاب هستند. اگر مقدار اپسیلون ۰۰۶/ یا ۰۰۸/ بود ما وجود نداشتیم. عدد كیهانی e تولید عناصری را كه باعث ایجاد حیات می شوند ـ كربن، اكسیژن، آهن و… یا سایر انواع كه باعث ایجاد جهانی عقیم می شود را كنترل می كند.
۳- اولین عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهانی سه بعدی زندگی می كنیم. اگر D برابر دو یا چهار بود امكان تشكیل حیات وجود نداشت. البته زمان را می توان بعد چهارم فرض كرد، اما باید در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهیت با سایر ابعاد تفاوت اساسی دارد چرا كه این بعد همانند تیری رو به جلو است، ما فقط می توانیم به سوی آینده حركت كنیم.
۴- چرا جهان پیرامون این چنین وسیع است كه در طبیعت عدد مهم و بسیار بزرگی وجود دارد. N نشان دهنده نسبت میان نیروی الكتریكی است كه اتم ها را كنار یكدیگر نگاه می دارد و نیروی گرانشی میان آنهاست. اگر این عدد فقط چند صفر كمتر می داشت، فقط جهان های مینیاتوری كوچك و با طول عمر كم می توانست به وجود آید. هیچ موجود بزرگ تر از حشره نمی توانست به وجود آید و زمان كافی برای آنكه حیات هوشمند به تكامل برسد در اختیار نبود.
۵- هسته اولیه تمام ساختارهای كیهانی ـ ستاره ها، كهكشان ها و خوشه های كهكشانی ـ در انفجار بزرگ اولیه تثبیت شده است. ساختار یا ماهیت جهان به عدد Q كه نسبت دو انرژی بنیادین است، بستگی دارد. اگر Q كمی كوچك تر از این عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر Q كمی بزرگ تر بود، جهان جایی بسیار عجیب و غریب به نظر می رسید، چرا كه تحت سیطره سیاهچاله ها قرار داشت.
۶- اندازه گیری عدد لاندا در بین این شش عدد، مهم ترین خبر علمی سال ۱۹۹۸ بود، اگرچه مقدار دقیق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. یك نیروی جدید نامشخص ـ نیروی «ضدگرانش» كیهانی ـ میزان انبساط جهان را كنترل می كند. خوشبختانه عدد لاندا بسیار كوچك است. در غیر این صورت در اثر این نیرو از تشكیل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل می آمد و تكامل كیهانی حتی پیش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب می شد

حامد پارسا
رنگین کمان

http://www.articles.ir/

 

تاريخچه مسابقات بين المللي المپياد رياضي

سابقه تاريخي مسابقات رياضي به زماني  باز مي گردد كه مسابقات رياضي دانش آموزي در كشور مجارستان آغاز شد و پس از آن رفته رفته، كشورهاي ديگر به منظور تشويق و ترغيب دانش آموزان به فراگيري رياضيات به برگزاري مسابقات رياضي دست زدند تا اين كه در سال 1959 ميلادي كشور روماني به ابتكار برگزاري اولين المپياد بين المللي رياضي دست زد، در اولين المپياد فقط 6 كشور حضور داشتند ولي به مرور كشورهاي بيشتري به المپياد پيوستند.سال 1959 ميلادي (1338 هجري شمسي) بخارست پايتخت كشور روماني ميزبان 6 كشور اروپاي شرقي (بلوك شرق) به عنوان نخستين برگزار كننده المپياد رياضي بود. كشورهاي مجارستان, چكسلواكي, لهستان, اتحاد جماهير شوروي, بلغارستان و آلمان شرقي با مجموع 52 دانش آموز در اين دوره از مسابقات شركت كردند. چهار سال بعد كشور يوگسلاوي و در سال بعد از آن مغولستان به اين مسابقات پيوستند. در سال 1965 ميلادي فنلاند نخستين كشور اروپاي غربي بود كه به اين مسابقات ملحق شد. در سال 1967 ميلادي كشورهاي انگلستان, سوئد, فرانسه و ايتاليا, در سال 1969 كشورهاي باژيك و اتريش, در سال 1974 آمريكا و در سال 1977 الجزاير (به عنوان اولين كشور مسلمان) به عضويت اين مسابقات درآمدند. در سال 1987 جمهوري اسلامي ايران براي اولين بار در بيست و هشتمين دوره المپياد رياضي كه در كشور كوبا برگزار شد شركت نمود. هدف اوليه مسابقات, تشويق جوانان به مطالعه رياضي و كشف استعدادهاي درخشان دانش آموزان است (ناگفته نماند كه تا قبل از فروريزي نظام سوسياليستي در كشورهاي بلوك شرق, اين مسابقات, صحنه نوعي رقابت بين بلوك شرق و غرب نيز بوده است). كشورهاي بلوك شرق بصورت حرفه اي با المپياد برخورد داشته اند, ليكن پس از تغيير نظامهاي سياسي در اين كشورها, امروزه جنبه علمي بيشتر مورد توجه است. سابقه تاريخي مسابقات رياضي به 1984 ميلادي باز مي گردد كه مسابقات رياضي دانش آموزي در كشور مجارستان آغاز شد و پس از آن رفته رفته، كشورهاي ديگر به منظور تشويق و ترغيب دانش آموزان به فراگيري رياضيات به برگزاري مسابقات رياضي دست زدند تا اين كه در سال 1959 ميلادي كشور روماني به ابتكار برگزاري اولين المپياد بين المللي رياضي دست زد، در اولين المپياد فقط 6 كشور حضور داشتند ولي به مرور كشورهاي بيشتري به المپياد پيوستند. به طوري كه در حال حاضر بيش از 80 كشور با تيمهايي متشكل از 6 دانش آموز دبيرستاني در المپياد شركت مي كنند، و المپياد بين المللي راضي معتبرترين مسابقه بين المللي رياضي دانش آموزي است.مسابقات دانش آموزي رياضي در كشور ما نيز جايگاه ويژه اي يافته است. اولين مسابقه رياضي دانش آموزي در فروردين 1262 بين دانش آموزان برگزيده ستاسر كشور برگزار شد و براي اولين بار در سال 1366 تيمي به المپياد بين المللي رياضي اعزام شد، توفيق تيمهاي اعزامي در المپياد بين المللي رياضي موجب رونق اين مسابقات و علاقه مندي دانش آموزان زيادي به به شركت در المپياد ملي رياضي شده است، اين امر نوعي آموزش غير رسمي بسيار ارزنده را بين دانش آموزان كشور ما رايح كرده است كه دستاوردهاي بسيار ارزنده اي در تقويت بنيه علمي و ايحاد روحيه دانشوري به همراه داشته است، روحيه اي كه نويد بخش آينده است.

تاريخچه المپياد رياضي در ايران
مسابقات رياضي در كشور ما نيز جايگاه ويژه اي يافته است.اولين مسابقه دانش آموزي در فروردين 1362 بين دانش آموزان برگزيده سرتاسر كشور بر گزار شد. و در سال 1366 تيم شش نفره ايران به سرپرستي آقاي دكتر محمدعلي نجفي استاد دانشگاه صنعتي شريف (وزير سابق آموزش و پرورش) در هاوانا پايتخت كوبا براي نختسين بار در اين المپياد رياضي جهاني شركت كردند. در اين مسابقات كه با حضور 42 كشور و 243 دانش آموز از سراسر جهان برگزار مي شد, ايران با كسب يك مدال برنز توسط آقاي علي اصغر خانبان, به مقام بيست و ششم دست يافت. اين نتيجه با توجه با اولين حضور ايران در مسابقات بسيار عالي و دور از انتظار بود. با موفقيت ايران در اين مسابقات براي اولين بار كميته اي به عنوان كميته برگزاري مسابقات رياضي كشور از اساتيد دانشگاه, كارشناسان دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي وزارت آموزش و پرورش و دبيران كارآزموده رياضي تشكيل شد كه مسئوليت برنامه‌ريزي, طراحي سئوال, برگزاري مسابقات و تشكيل اردوي آمادگي دانش آموزان را بعهده گرفت.توفيق تيمهاي اعزامي درالمپياد بين المللي رياضي موجب رونق اين مسابقات و علاقه مندي دانش آموزان زيادي به به شركت در المپياد ملي رياضي شده است، اين امر نوعي آموزش غير رسمي بسيار ارزنده را بين دانش آموزان كشور ما رايح كرده است كه دستاوردهاي بسيار ارزنده اي در تقويت بنيه علمي و ايحاد روحيه دانشوري به همراه داشته است، روحيه اي كه نويد بخش آينده است.

چگونگي برگزاري مسابقات المپياد بين المللي رياضي
بعد از مراسم افتتاحيه با حضور مقامات فرهنگي كشور برگزار كننده, سرپرستان و دانش آموزان, مسابقات آغاز مي گردد. مسابقات عمدتاً طي 2 روز و با طرح 3 مسأله در هر روز به مدت 5 تا 6 ساعت برگزار مي شود. قبل از برگزاري امتحان, مسائل به رويت هياتهاي سرپرستي رسيده و آنها نيز نظرات خود را اظهار مي دارند. ترجمه صورت مسائل به عهده سرپرستان و تصحيح اوراق به عهده مصححيني از بين كشورهاي برگزار كننده تعيين مي شوند, و در نهايت با بحث و بررسي بر روي پاسخ مسائل توسط هيات ژوري و سرپرستان هر تيم, امتياز شركت كنندگان مشخص مي شود. در مراسم اختتاميه اعلام رتبه‌ها به ترتيب از انتها تا ابتداي جدول و متناسب با تعداد مدالهاي طلا, نقره و برنز دريافتي شركت كنندگان صورت مي‌گيرد. ارتباط هياتهاي علمي (سرپرستان) با يكديگر و تماسهاي بعدي آنان و انتقال تجربيات و آشنايي دانش آموزان با يكديگر, خارج از هرگونه دسته بنديهاي سياسي و تقسيمات جغرافيايي از ثمرات خوب اين گردهمايي هاست. در پايان مراسم, كشور ميزبان سال بعد, از كليه شركت كنندگان رسماً دعوت بعمل مي آورد. مرسوم است هر كشور كه خواستار شركت و اعزام تيم ملي رياضي خود به اينگونه مسابقات است مي بايست در سال اول تنها اقدام به اعزام ناظر به اين مسابقات بنمايد. به كشورهايي كه طي چند دوره شركت مرتباً كمترين امتياز را كسب كنند اختطار داده مي شود. اجراي بازديدهاي دسته جمعي و برنامه هاي تفريحي – هنري از ديگر اموري است كه در پايان اين نوع مسابقات مرسوم است.

شکار اعداد اول - قسمت 2

قضیه کوچک فرما: اگر p عددی اول و b عدد دلخواهی باشد که p و b نسبت به هم اول باشند، آن گاه باقیمانده تقسیم بر p و باقیمانده تقسیم b بر p همیشه برابرند.

بنابراین برای اینکه بدانیم عددی مثل a اول است یا نه کافیست عدد دلخواهی مثل b که نسبت به a اول باشد انتخاب کنیم و باقیمانده تقسیم بر a را بیابیم اگر این باقیمانده برابر b نباشد عدد ما اول نیست.

تنها مشکلی که وجود دارد این است که از آنجا که عکس قضیه فرما لزوما درست نیست - یعنی ممکن است بعضی از اعداد مرکب هم این خاصیت را داشته باشند - اگر باقیمانده b باشد نمی توان در مورد اول بودن یا نبودن a اظهارنظری کرد. این مشکل هم ۳۰۰ سال بعد در تابستان ۲۰۰۲ بوسیله سه ریاضیدان هندی به نام‌های Agrawal، Kayal و Saxena حل شد و حالا می توانیم در کسری از ثانیه در مورد اول بودن عددی با ۱۰۰ رقم اظهارنظر کنیم.

 



بعد از ۲۰۰۰ سال مساله آزمایش اول بودن اعداد پاسخ خوبی پیدا کرد اما مساله دوقلو یعنی یافتن عوامل اول همچنان مقاومت می کند و کسی نمی داند آیا این مساله راه حل ساده تری دارد یا نه؟

وقتی تلاش برای ساده تر کردن راه حل این مساله به جایی نرسیده ریاضیدانان تصمیم گرفتند از پیچیدگی این مساله برای ساختن روش های رمز نگاری استفاده کنند. حالا، کمتر از ۳۰ سال از آغاز این تلاش، امنیت پیچیده ترین و امن ترین سیستم های رمزنگاری عالم وابسته به سختی تجزیه اعداد بزرگ است و امن تر کردن این روش ها بخش عمده ای از وقت نظریه اعداد دان های دنیا را پر می کند. جالب است بدانید بزرگ ترین استخدام کننده ریاضیدان ها در دنیا
آژانس ملی امنیت ایالات متحده آمریکاست که بیشتر نظریه اعداددان‌ها را استخدام می کند. شاید دیگر کمتر نظریه اعداددانی مایل به حل کردن مساله تجزیه اعداد بزرگ باشد
 

شکار اعداد اول - قسمت 2

قضیه کوچک فرما: اگر p عددی اول و b عدد دلخواهی باشد که p و b نسبت به هم اول باشند، آن گاه باقیمانده تقسیم بر p و باقیمانده تقسیم b بر p همیشه برابرند.

بنابراین برای اینکه بدانیم عددی مثل a اول است یا نه کافیست عدد دلخواهی مثل b که نسبت به a اول باشد انتخاب کنیم و باقیمانده تقسیم بر a را بیابیم اگر این باقیمانده برابر b نباشد عدد ما اول نیست.

تنها مشکلی که وجود دارد این است که از آنجا که عکس قضیه فرما لزوما درست نیست - یعنی ممکن است بعضی از اعداد مرکب هم این خاصیت را داشته باشند - اگر باقیمانده b باشد نمی توان در مورد اول بودن یا نبودن a اظهارنظری کرد. این مشکل هم ۳۰۰ سال بعد در تابستان ۲۰۰۲ بوسیله سه ریاضیدان هندی به نام‌های Agrawal، Kayal و Saxena حل شد و حالا می توانیم در کسری از ثانیه در مورد اول بودن عددی با ۱۰۰ رقم اظهارنظر کنیم.

 



بعد از ۲۰۰۰ سال مساله آزمایش اول بودن اعداد پاسخ خوبی پیدا کرد اما مساله دوقلو یعنی یافتن عوامل اول همچنان مقاومت می کند و کسی نمی داند آیا این مساله راه حل ساده تری دارد یا نه؟

وقتی تلاش برای ساده تر کردن راه حل این مساله به جایی نرسیده ریاضیدانان تصمیم گرفتند از پیچیدگی این مساله برای ساختن روش های رمز نگاری استفاده کنند. حالا، کمتر از ۳۰ سال از آغاز این تلاش، امنیت پیچیده ترین و امن ترین سیستم های رمزنگاری عالم وابسته به سختی تجزیه اعداد بزرگ است و امن تر کردن این روش ها بخش عمده ای از وقت نظریه اعداد دان های دنیا را پر می کند. جالب است بدانید بزرگ ترین استخدام کننده ریاضیدان ها در دنیا
آژانس ملی امنیت ایالات متحده آمریکاست که بیشتر نظریه اعداددان‌ها را استخدام می کند. شاید دیگر کمتر نظریه اعداددانی مایل به حل کردن مساله تجزیه اعداد بزرگ باشد
 

شکار اعداد اول -قسمت 1

سال پیش از این G. H. Hardy‌ نظریه اعداددان بزرگ در دفاعیه یک ریاضیدان نوشت: «ریاضیات واقعی ریاضیدانان واقعی، ریاضیات فرما، اویلر، گاوس و ریمان تقریبا به طور کامل بی‌فایده است. توجیه زندگی هیچ ریاضیدان حرفه‌ای اصیل بر مبنای سودمندی کارش ممکن نیست».
در این مقاله می‌خواهیم نشان دهیم که چطور ریاضیات واقعی و اصیل فرما و اویلر که روزگاری حتی در تصور یک ریاضیدان طراز اول بی‌فایده بودند، این روزها کفیل امنیت اطلاعات روی اینترنت شده‌اند.

  • در بخش اول بعضی خواص اعداد اول را که برای ادامه بحث لازم هستند بررسی می‌کنیم.
  • در بخش دوم مفهوم `رمزنگاری با کلید همگانی را که کاربردهای گسترده‌ای در تضمین امنیت اطلاعات و تایید هویت افراد و سازمان‌ها روی اینترنت دارد، شرح می‌دهیم.
  • در بخش سوم جزییات الگوریتم RSA که یکی از مشهورترین الگوریتم‌های رمزنگاری با کلید باز است را توصیف می‌کنیم و
  • در آزمایشگاه رمزنگاری می‌توانید به صورت عملی با الگوریتم RSA کار کنید.

شکار اعداد اول

یکی از اولین و در عین حال درخشانترین کارهای بشر در نظریه اعداد، اثبات اقلیدس از نامتناهی بودن اعداد اول در کتاب اصول است که امروزه می توان آن را در کتاب های درسی دبیرستانی خواند. نمونه ای عالی از زیبایی و سادگی ریاضیات. یونانی ها اعداد اول را می شناختند و از نقش آن ها به عنوان بلوک های سازنده دیگر اعداد آگاه بودند. بعد از این دستاوردهای بزرگ طبیعی ترین سوالی که به ذهن بشر رسید این بود که چه نظمی بر دنباله اعداد اول حاکم است، چگونه می توان اعداد اول را یافت و چطور می توان اعدادی را که اول نیستند به عوامل اول شان تجزیه کرد. شاید اولین پاسخ به این سوال غربال اراتستن بوده باشد. تا امروز تلاش های زیادی برای یافتن یک فرمول تولید کننده اعداد اول و یا الگویی برای ظهور اعداد اول در میان دیگر اعداد انجام شده است که هر چند کمک های زیادی به گسترش نظریه اعداد کرده اند اما ساختار پیچیده اعداد اول همچنان در مقابل این تلاش ها مقاومت می کند.

 

 

 

جستجو برای الگوهایی از نظم در اعداد اول

یک نمونه ساده: ۳۱-۳۳۱-۳۳۳۱-۳۳۳۳۱-۳۳۳۳۳۱-۳۳۳۳۳۳۱-۳۳۳۳۳۳۳۱ همه اولند اما ۳۳۳۳۳۳۳۳۱ حاصلضرب دو عدد اول ۱۷ و ۱۹۶۰۷۸۴۳ است.

اعداد اول مرسن: اگر p اول باشد اعدادی به شکل ۲p-۱ را عدد مرسن میگوییم. اگر این اعداد اول باشند به آن ها عدد اول مرسن می گوییم. به ازای p برابر ۲ و ۳ و ۵ و ۷ عدد مرسن اول است اما اگر p را ۱۱ بگیریم مرکب است. تا امروز ۳۹ عدد اول مرسن شناخته شده اند که آخرینشان به ازای p=۱۳۴۶۶۹۱۷ به دست می‌آید و ۴۰۵۳۹۴۶ رقم دارد. یعنی بین همه اعداد اول کوچکتر از ۱۳۴۶۶۹۱۷ تنها ۳۹ تا عدد اول مرسن تولید می کنند.

اعداد اول دوقلو: به اعداد اولی که پشت سر هم هستند اعداد اول دوقلو می گوییم مثلا ۳ و ۵ و یا ۱۱ و ۱۳. هیچ کس نمی داند که پراکندگی این اعداد در میان سایر اعداد چگونه است و آیا تعداشان متناهی است یا نه بزگترین جفت شناخته شده ۱-۲۱۶۹۶۹۰×۳۳۲۱۸۹۲۵ و ۱+۲۱۶۹۶۹۰×۳۳۲۱۸۹۲۵ هستند.

برای پیدا کردن اطلاعاتی راجع به جستجوی اعداد اول می توانید به سایت پروژه GIMPS سر بزنید.


در نظر گذشتگان آزمایش اول بودن یک عدد و یافتن عوامل اول آن یک سوال بودند. کافی بودن عدد مورد نظر را به ترتیب به همه اعداد کوچکتر از آن تقسیم کنیم. اگر به هیچ کدام بخشپذیر نبود اول است و اگر بخشپذیر بود به این ترتیب عوامل اول آن معلوم می شوند. کم کم این فرایند ساده تر شد، مثلا حالا می دانیم که تقسیم کردن به همه اعداد کوچکتر از جذر عدد مورد نظر کافیست ( چرا؟ )، همچنین در صورتیکه اعداد اول کوچکتر از عدد مورد نظر شناخته شده باشند، تقسیم کردن به این اعداد کافیست. این روش ها برای اعداد نسبتا کوچک کار می کنند اما وقتی با عددی مثلا ۱۰۰ رقمی طرف باشیم اوضاع فرق می کند. حتی با سریع ترین کامپیوترها هم تقسیم کردن یک عدد ۱۰۰ رقمی به همه اعداد کوچکتر از آن خیلی بیشتر از عمر عالم طول می کشد.

 

یک محاسبه سرانگشتی

فرض کنید بخواهیم یک عدد ۱۰۰ رقمی را به همه اعداد کوچکتر از خودش تقسیم کنیم. برای این کار باید حدود ۱۰۹۹ تقسیم انجام دهیم اگر کامپیوتر ما بتواند در هر ثانیه ۱۰۰۰ میلیارد یعنی ۱۰۱۲ تقسیم انجام دهد برای انجام کل کار ۱۰۸۷ ثانیه وقت لازم است.

یک سال ۲۴×۳۶۰۰×۳۶۵=۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه است یعنی حدود ۱۰۸ ثانیه و این یعنی کار ما ۱۰۷۹ سال طول خواهد کشید. عمر عالم دست بالا ۱۵ میلیارد سال تخمین زده می شود. حتی یک دهم یا یک صدم یا یک هزارم این محاسبه هم غیر قابل انجام است.


حوالی قرن هفدهم توجه ریاضیدانان به این نکته جلب شد که شاید راه های ساده تری برای آزمایش اول بودن یا نبودن یک عدد وجود داشته باشد چرا که روش تقسیم مقدار زیادی اطلاعات اضافی ( لیست عوامل اول، وقتی که جواب سوال منفی است ) تولید می کند که برای پاسخ گفتن به این سوال نیازی به آن ها نیست. فرما مدتی بعد نشان داد که این حدس صحیح بوده است. فرما (۱۶۰۱-۱۶۶۵) قضیه ای را ثابت کرد که تا امروز اساس همه روش های آزمایش اول بودن اعداد است و ما آن را با نام قضیه کوچک فرما می شناسیم.

قضیه کوچک فرما: اگر p عددی اول و b عدد دلخواهی باشد که p و b نسبت به هم اول باشند، آن گاه باقیمانده تقسیم بر p و باقیمانده تقسیم b بر p همیشه برابرند.

بنابراین برای اینکه بدانیم عددی مثل a اول است یا نه کافیست عدد دلخواهی مثل b که نسبت به a اول باشد انتخاب کنیم و باقیمانده تقسیم بر a را بیابیم اگر این باقیمانده برابر b نباشد عدد ما اول نیست.

تنها مشکلی که وجود دارد این است که از آنجا که عکس قضیه فرما لزوما درست نیست - یعنی ممکن است بعضی از اعداد مرکب هم این خاصیت را داشته باشند - اگر باقیمانده b باشد نمی توان در مورد اول بودن یا نبودن a اظهارنظری کرد. این مشکل هم ۳۰۰ سال بعد در تابستان ۲۰۰۲ بوسیله سه ریاضیدان هندی به نام‌های Agrawal، Kayal و Saxena حل شد و حالا می توانیم در کسری از ثانیه در مورد اول بودن عددی با ۱۰۰ رقم اظهارنظر کنیم.

اعداد تاکسی

 

 

 

 

اعداد تاكسي :
زماني كه رياضيدان انگليسي هاردي براي عيادت رياضيدان شهير هند رامانوجان به
بيمارستان رفته بود به اين موضوع اشاره كرد كه شماره تاكسي كه به وسيله آن به
بيمارستان آمده، عدد بي ربط و بي خاصيت 1729 بوده است . رامانوجان بلافاصله
ضمن رد ادعاي هاردي به او يادآور شد كه اتفاقا 1729 بسيار جالب توجه است .
خود ۱۷۲۹ عدد اول است.
دو عدد ۱۷ و ۲۹ هر كدام عدد اول هستند.
جمع چهار رقم تشكيل دهنده آن ميشود ۱۹ كه اول است.
جمع دو عدد اوليه و دو عدد آخري ميشود ۸۱۱ كه باز هم عدد اول است
دو عدد ابتدايي(سمت چپ) اگر جمع شوند؛عدد ۸۲۹ ميشود كه باز هم عدد اول است.
دو عدد اوليه اگر از هم ديگر كسر شوند؛عدد ۶۷ ساخته ميشود كه باز هم
عدد اول است. سه عدد سازنده آن عدد اول است(۱و۷و ۲).
عدد اول؛عددي است كه فقط بر يك و خودش تقسيم ميشودبنحوي كه نتيجه تقسيم
عددي كسري نباشد(خارج تقسيم نداشته باشد)
جمع عددي اعداد تشكيل دهنده ۱۷۲۹ يا:۱+۷+۲+۹=۱۹ است؛
عكس ۱۹ عدد ۹۱ است؛ اگر ۱۹*۹۱بشودنتيجه برابر ۱۷۲۹ ميشود.
اين هم يكي ديگر از اختصاصات ۱۷۲۹ است كه در هر عددي ديده نميشود.
عدد 1729 اولين عددي است كه مي توان آنرا به دو طريق به صورت حاصلجمع
مكعبهاي دو عدد مثبت نوشت :
12 به توان 3 به علاوه 1 به توان 3 و 10 به توان 3 به علاوه 9 به توان 3 هردو برابر
1729 مي باشند .(اولين مطلب موجود در رابطه با اين خاصيت 1729 به كارهاي
بسي رياضيدان فرانسوي قرن هفدهم باز مي گردد.) حال اگر كمي مانند
رياضيدانها عمل كنيد بايد به دنبال كوچكترين عددي بگرديد كه به سه طريق مختلف
حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت است اين عدد87539319 مي باشد كه در
سال 1957توسط ليچ كشف شد: 414 به توان 3 + 255 به توان 3 و 423 به
توان 3+ 228 به توان 3 و 436 به توان 3 + 167 به توان 3 هر سه جوابشان برابر
87539319 است .
امروزه رياضيدانان عددي را كه به n طريق مختلف به صورت حاصلجمع مكعبهاي
دو عدد مثبت باشد ،n ــامين عدد تاكسي مي نامند و آنرا با Taxicab نمايش
مي دهند.جالبتر از همه اينكه ،هاردي و رايت ثابت كردند براي هر عدد طبيعي
n ناكوچكتر از 1 ،n ــامين عدد تاكسي وجود دارد !
هرچند، چهارمين تا هشتمين اعداد تاكسي نيز كشف شده اند ولي تلاشها براي
يافتن نهمين عدد تاكسي تاكنون نا كام مانده است . متاسفانه اطلاعات زيادي درباره
اعداد تاكسي موجود نيست . در ضمن ميتوان مسئله را از راههاي ديگر نيز گسترش
داد . مثلا همانگونه كه هاردي در ادامه داستان فوق از رامانو جان پرسيد و او قادر به
پاسخگويي نبود ، اين پرسش را مطرح كنيد: كوچكترين عددي كه به دوطريق
حاصلجمع توانهاي چهارم دو عدد مثبت مي باشد ،كدام است؟ اين عدد
توسط اويلر يافت شده است :635318657 حاصلجمع توان چهارم 59 و 158 همچنين
توانهاي چهارم 133 و 134 مي باشد. براي اطلاعات بيشتر در مورد اعداد تاكسي به
اين
منزلگاه رجوع كنيد.

                                                           دبیرستان میرزا کوچک خان

 

عدد e

 
 

عدد e
Leonhard Euler
Leonhard Euler 1707-83
پایه لگاریتم طبیعی (~ 2.71828)، اولین بار توسط لئونارد اولر (Leonhard Euler 1707-83) یکی از باهوشترین ریاضی دانان تاریخ ریاضیات مورد استفاده قرار گرفت. در یکی از دست خطهای اولر که ظاهرا" بین سالهای 1727 و 1728 تهیه شده است با تیتر Meditation on experiments made recently on the firing of cannon اولر از عدی بنام e صحبت می کند. هر چند او رسما" این نماد را در سال 1736 در رساله ای بنام Euler`s Mechanica معرفی میکند.

در واقع باید اعتراف کرد که اولر کاشف یا مخترع عدد e نبوده است بلکه سالها قبل فردی بنام جان ناپیر (John Napier 1550-1617) در اسکاتلند هنگامی که روی لگاریتم بررسی می کرده است بحث مربوط به پایه طبیعی لگاریتم را به میان کشیده است. فراموش نکنید که شواهد نشان میدهد حتی در قرن هشتم میلادی هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشته اند.

در اینکه چرا عدد ~ 2.71828 بصورت e توسط اولر نمایش داده شده است صحبت های بسیاری است. برخی e را اختصار exponential می دانند، برخی آنرا ابتدای اسم اولر (Euler) می دانند و برخی نیز میگویند چون حروف a,b,c و d در ریاضیات تا آن زمان به کررات استفاده شده بود، اولر از e برای نمایش این عدد استفاده کرد. هر دلیلی داشت به هر حال امروزه اغلب این عدد را با نام Euler می شناسند.

اولر هنگامی که روی برخی مسائل مالی در زمینه بهره مرکب در حال کار بود به عدد e علاقه پیدا کرد. در واقع او دریافت که در مباحث بهره مرکب، حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) با عدد e میل میکند. بعنوان مثال اگر شما 1 میلیون تومان با نرخ بهره 100 درصد در سال بصورت مرکب و مداوم سرمایه گذاری کنید در پایان سال به رقمی حدود 2.71828 میلون تومان خواهید رسید.

در واقع در رابطه بهره مرکب داریم :

P = C (1 + r/n) nt

که در آن P مقدار نهایی سرمایه و بهره است، C مقدار اولیه سرمایه گذاری شده،r نرخ بهره، n تعداد دفعاتی است که در سال به سرمایه بهره تعلق می گیرد و t تعداد سالهایی است که سرمایه گذاری می شود.

در این رابطه اگر n به سمت بی نهایت میل کند - حالت بهره مرکب - فرمول را می توان بصورت زیر ساده کرد :

P = C e rt

اولر همچنین برای محاسبه عدد e سری زیر را پیشنهاد داد :

e = 1+ 1/2 + 1/(2 x 3) + 1/(2 x 3 x 4) + 1/(2 x 3 x 4 x 5) + . . .

لازم است ذکر شود که اولر علاقه زیادی به استفاده از نمادهای ریاضی داشت و ریاضیات امروز علاوه بر عدد e در ارتباط با مواردی مانند i در بحث اعداد مختلط، f در بحث توابع و بسیاری دیگر نمادها مدیون بدعت های اولر است.
 

مثلث خیام ، پاسکال

 
 

مثلث خیام ، پاسکال
بسیاری عقیده دارند که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشته اند و معتقد اند که دو جمله ای نیوتون را باید دوجمله ای خیام نامید . اندکی در این باره دقت کنیم.

همه کسانی که با جبر مقدماتی آشنایی دارند ،"دستور نیوتن" را درباره بسط دوجمله ای میشناسند. این دستور برای چند حالت خاص (وقتی n عددی درست و مثبت باشد) چنین است:

(a+b)0 = 1 (1)
(a+b)1 = a+b (1,1)
(a+b)2 = a2+2ab+b2 (1,2,1)
(a+b)3 = a3+3a2b+3ab2+b3 (1,3,3,1)
(a+b)4 = a4+4a3b2+6a2b2+4a2b3+b4 (1,4,6,4,1)
. . .

اعداد داخل پرانتزها، معرف ضریبهای عددی جمله ها در بسط دوجمله ای است.

بلیز پاسکال (Blaise Pascal) فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی که کم وبیش با نیوتون همزمان بود، برای تنظیم ضریبهای بسط دوجمله ای، مثلثی درست کرد که امروز به "مثلث حسابی پاسکال" مشهور است. طرح این مثلث برای نخستین بار در سال 1665 میلادی در "رساله مربوط به مثلث حسابی "چاپ شد.مثلث حسابی چنین است:

1
1 1
1 2 1
1 3 3 1
1 4 6 4 1
1 5 10 10 5 1
1 6 15 20 15 6 1

دراین مثلث از سطر سوم به بعد هر عددبرابر با مجموع اعداد بالا و سمت چپ آن در سطر قبل است و بنابراین میتوان آنرا تا هر جا که للازم باشدادامه داد. هرسطر این مثلث ضریبهای بسط دوجمله ای را در یکی از حالتها بدست میدهد بطوری که n همان شماره سطر باشد.

ضریبهای بسط دوجمله ای (برای توانهای درست و مثبت) حتا در سده دوم پیش از میلاد البته به صورت کم و بیش مبهم برای دانشمندان هندی روشن بوده است .باوجود این حق این است که دستور بسط دو جمله ای با نام نیوتن همراه باشد زیرا نیوتن آن را برای حالت کلی و وقتی n عددی کسری یا منفی باشد در سال 1676میلادی بکاربرد.که البته در این صورت به یک رشته بی پایان تبدیل میشود.

اما در باره مثلث حسابی وضریبهای بسط دوجمله ای در حالت طبیعی بودن n. از جمله، دستور بسط دو جمله ای را میتوان در "کتاب حساب مخفی" میخائیل شتیفل جبردان آلمانی (که در سال 1524 چاپ شد) پیدا کرد.

در سال 1948 میلادی،پاول لیوکی آلمانی،مورخ ریاضیات،وجود دستور نیوتن را برای توانهای طبیعی ،دز کتاب "مفتاح الحساب"(1427 میلادی) غیاث الدین جمشید کاشانی کشف کرد. بعدها س.آ.احمدوف ،مورخ ریاضیات و اهل تاشکند، دستور نیوتون وقانون تشکیل ضریبهای بسط دوجمله ای را،در یکی از رساله های نصر الدین توسی،ریاضیدان بزرگ سده سیزدهم میلادی ،کشف کرد (این رساله توسی درباره محاسبه بحث میکند). چه جمشید کاشانی وچه نصرالدین توسی ،این قاعده را ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

همچنین براساس آگاهی هایی که داریم حکیم عمر خیام رساله ای داشته که خود رساله تاکنون پیدا نشده ولی از نام آن "درستی شیوه های هندی در جذر وکعب "اطلاع داریم ،کهدر آن به تعمیم قانونهای هندی درباره ریشه دوم و سوم ،برای هر ریشه دلخواه پرداخته.لذا خیام از "دستور نیوتن" اطلاع داشته.

اما بنا به اسناد تاریخی معتبر قانونهای مربوط بهضریبهای بسط دوجمله ای وطرح مثلث حسابی تا سده دهم میلادی(برابر چهارم هجری) جلو میرود و به کرجی (ابوبکر محمد بن حسن حاسب کرجی ریاضیدان سده ده و یازده میلادی) پایان میپذیرد .بنابراین حتی" مثلث حسابی پاسکال" را هم از نظر تاریخی نمیتوان "مثلث حسابی خیام " نامید.

با تلخیص از کتاب سرگذشت ریاضی نوشته پرویز شهریاری

چرتکه ابزاری برای محاسبه چهار عمل اصلی

 
چرتکه
Abacus
چرتکه ابزاری برای محاسبه چهار عمل اصلی
چرتکه (Abacus) وسیله محاسبه ای قدیمی است که هنوز در بسیاری از کشورهای آسیایی مورد استفاده قرار میگیرد.

ساختار چرتکه
یک چرتکه استاندارد برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی مورد استفاده قرار میگیرد و میتوان از آن برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز استفاده کرد. چرتکه از یک قاب اصلی تشکیل شده است که چندین میله عمودی در آن جاسازی شده و در هر یک از این میله ها تعدادی مهره چوبی وجود دارند که به بالا و پایین حرکت میکنند. یک میله افقی فضای داخل قاب را به دو قسمت تقسیم میکند که به نام ردیف بالا و ردیف پایین شناخته میشوند.

اجزا و شیوه محاسبه
چرتکه را برای استفاده بر روی سطح صافی مانند میز یا روی پا قرار میدهند و تمام مهره های بالا و پایین را به سمت مخالف میله افقی حرکت میدهند.

ارزش مهره ها : ارزش عددی هر مهره در ردیف بالا 5 و در ردیف پایینی معادل 1 است. هنگامی که مهره ها به سمت میله افقی حرکت داده شوند در واقع شمرده شده اند.

شمارش: هنگامی که 5 مهره در ردیف پایینی شمرده شود، نتیجه به ردیف بالا منتقل میشود. هنگامی که تمام مهره های بالا و پایین یک ستون شمرده شدند،نتیجه آن یعنی (10) به نزدیکترین ستون سمت چپ آن منتقل میشود.

آخرین ستون سمت راست، ستون یکان است، ستون بعدی دهگان، بعدی صدگان و الی آخر. محاسبات اعشاری به این ترتیب انجام میشود که فاصله بین دو ستون به عنوان ممیز تعیین میشود و تمام ستونهای سمت راست این فاصله اعداد اعشار و ستونهای سمت چپ اعداد صحیح را نشان میدهند.

چرتکه در زمان ما
امروزه مغازه داران آسیایی همچنان از چرتکه برای محاسبات خود استفاده میکنند و استفاده از چرتکه در بسیاری از مدارس خاور دور تدریس میشود.برای آموزش محاسبات ریاضی به کودکان نابینا هم از چرتکه استفاده میشود و این بهترین وسیله جایگزین برای کاغذ و مداد است. علاوه بر آن در بسیاری از مدارس عادی نیز به جای ماشین حساب و یا انجام محاسبات روی کاغذ، از چرتکه استفاده میکنند و روش استفاده آنرا به دانش آموزان تعلیم میدهند

نقش مسلمانان در پیشرفت ریاضیات

 

نقش مسلمانان در پیشرفت ریاضیات


مسلمانان علم ریاضی ، خاصه جبر و مقابله را به گونه ای پیشرفت دادند که می توان گفت آنان موجد این علم می باشند.اگر اصول و مبادی علم ریاضیات قبل از اسلام در دنیا وجود داشت ، لکن مسلمین انقلابی در آن ایجاد کردند و از جمله اینکه قبل از دیگران جبر و مقابله را در هندسه بکار بردند.
جبر و مقابله تا بدانجا مورد توجه آنان بود که مأمون عباسی در قرن سوم هجری ( قرن نهم میلادی ) به ابومحمد بن موسی ، یکی از ریاضیدانهای دربار خود امر کرد کتاب سادة عام الفهمی در جبر و مقابله تآلیف نماید.
محمدبن موسی ( فوت در سال 257 یا 259 هـ. ق. ) یکی از سه برادر دانشمندی بود که به بنوموسی شهرت داشتند.در نیمةدوم قرن سوم هجری
ثابت بن قره( 221-228 هـ. ق. )طبیب ،ریاضیدان و منجم حوزه علمی بغداد خدمات بسیاری را در زمینه ترجمه کتابهای علمی از زبانهای سریانی و یونانی به زبان عربی انجام داد.
وی دارالترجمه ای تأسیس کرد که بسیاری از دانشمندان آشنا به زبانهای خارجی در آن کار میکردند. در این دارالترجمه بسیاری از آثار یونانیان نظیر
آپولونیوس ، اقلیدس ، ارشمیدس ، تئودوسیوس ، بطلمیوس ، جالینوس و ائوتوکیوس به وسیله او یا تحت سرپرستی وی به عربی ترجمه شد.
ابو حفض یا ابوالفتح الدین عمر بن ابراهیم نیشابوری مشهور به
خیام نیشابوری از برجسته ترین حکما و ریاضی دانان جهان در سال 329 ه.ق در نیشابور به دنیا آمد .خیام کمتر می نوشت و شاگرد می پذیرفت ، وی برای کسب دانش به خراسان و عراق نیز سفر کرد . به واسطه تبحر و دانش عظیمی که در ریاضیات و نجوم داشت ، از سوی ملکشاه سلجوقی فراخوانده شد، ملکشاه به او احترام می گذاشت و خیام نزد او قرب و منزلت ویژه ای داشت . او بنا به خواست ملکشاه در ساخت رصدخانه ملکشاهی و اصلاح تقویم با سایر دانشمندان همکاری داشت . حاصل کارش در این زمینه تقویم جلالی آن است که هنوز اعتبار و رواج دارد و تقویم او از تقویم گریگور یابی دقیق تر است .
یکی دیگر از دانشمندان اسلامی که تحولی عظیم در علم ریاضی پدید آورد ابوعبدالله محمدبن موسی
خوارزمی( متوفی 232 هـ. ق. ) است.این ریاضیدان ، منجم، جغرافیدان و مورخ ایرانی یکی از منجمین دربار مأمون خلیفه بود. وی در بیت الحکمه مشغول کار بود.
بیت الحکمه مؤسسه علمی معروفی بود که مأمون خلیفة عباسی ( 198-218 هـ. ق. ) به تقلید از دارالعلم قدیم جندیشاپور در بغداد تأسیس کرد. ظاهراً فعالیت عمدة این مرکز ترجمة آثار علمی و فلسفی یونانی به عربی بود. عده ای از مترجمان برجسته و نیز کاتبان و صحافان در آنجا کار می کردند. کتابخانه ای که بدین طریق فراهم آمد و عنوان خزانه الحکمه داشت از زمان هارون الرشید و برامکه سابقه داشت.
از مؤسسات وابسته به بیت الحکمه رصدخانه ای در بغداد و رصدخانه ای در دمشق بود که منجمین و ریاضیدانان اسلامی در آنجا به رصد کواکب و فراهم کردن زیجها (جداولی که از روی آن به حرکت اجرای سماوی پی می برند) اشتغال داشتند.
درباره اهمیت و ارزش آثار خوارزمی چنین آورده اند:
« خوارزمی درخشانترین چهره در میان دانشمندانی بود که در دربار مأمون گرد هم آمده بودند. او کتب و آثاری را در علوم جغرافیا و نجوم تدوین نمود که سیصد سال بعد به وسیله آتل هارت انگلیسی به لاتین ترجمه و در اختیار علمای اروپا قرار گرفت.
ولی دو اثر او در ریاضیات نام او را جاودانی ساختند. یکی از آنها حل المسائل علمی ، برای زندگی عملی، با عنوان جبر و مقابله بود. مترجمی که در قرون وسطی این اثر را برگرداند نیز همان نام عربی را برای آن برگزید و اولین کلمة عنوان کتاب یعنی « الجبر» را برای همیشه در ریاضیات تحت عنوان Algebra به جای ماند ( گذاشت ).
دومین اثر خوارزمی که نامش را جاودان ساخت ، همان کتاب آموزشی فن محاسبه بود که در آن طریقة استفاده از اعداد هندی را می آموخت. نوشتن اعداد ، جمع و تفریق ، نصف کردن و دو برابر کردن ، ضرب، تقسیم و محاسبات کسری. این کتابچه نیز به اسپانیا آورده و در اوایل قرن دوازدهم میلادی به لاتین برگردانده شد. ترجمة آن از عربی به لاتین با این جمله آغاز می گردد: «چنین گفت الگوریتمی ( خوارزمی ) ، بگذار خدا را شکر گوییم، سرور و حامی ما.»
Dixit algorithmi : lavdes deo rectori nostri atque defensori dicamus dignos
از دیگر دانشمندان اسلامی که در رشد دانش ریاضی بسیار مؤثر بودند می توان از
ابوالوفای بوزجانی( 328-388 هـ. ق. ) نام برد

زندگی نامه دکارت و سقراط

منابع: 50 فیلسوف بزرگ از تالس تا تاسارتر .دایانه کالینسون مترجم محمدرفعی مهر ابادی

 
 

سقراط

     

نام سقراط شاید پراوازه ترین نام درفرهنگ غرب باشد اشتهار  او به خاطراثار مکتوبش نیست چرا که هیچ اثر مکتوبی از خود به جا نگذارد. 

   روش فلسفی سقراط موسوم به اثبات خطا و لغزش بود یک کنکاش و زیرسوال بردن باورها و اعتقادات به منظور اثبات حقیقت وبر ملاکردن تناقضاهای ان .

  سقراط ازمردم اتن بود. او فلسفه کیهان شناسی عصر وزمانه خود راتعلیم می دادوبه منا ظرات فلسفی میپرداخت.

   شهرت سقراط به خاطر پرشهای مبتنی بر تکذیب قیاسی وی  ازاموزگاران سوقسطایی و نیز به بدلیل محکوم کردن استدلالهای ظاهر فریب وغلط انداز انان بود .

     سقراط خواه به لحاظ شخصیت انفرادیش وخواه از حیث اخلاق اجتماعی یک انسان به تمام معنا بود وهمین موضوع باعث   هلاکتش شد

دور شدن توجه قلسفی سقراط از طبیعیات یک تحول مهم به شمار می اید که تفکر فلسفی رادر مسیرهای تازه ای قرارداد به طوری که در گفتگوی وی با سیبس نقل می کند موقع مطالعه علوم طبیعی به عبارتی در یکی ازاثار اناکساگوراس برخورد کردم که می گفت ذهن علت همه چیزهاست. پس شادمان شدم که ذهن یا هوش را باید به مثابه علت نخستین به شمار اورد زیرا ذهن میتواند همه چیز را به بهترین صورت وبه سود همگان سروسامان دهد .     

 .از رو به سرعت سرگرم مطالعه اثار اناکسا گورراس شدم با این امید که بتوانم نیک رااز بد تمیز دهم .

هدف همیشگی سقراط این بود که راه ورسم زندگی پر فضیلت وتقوا را فراگیرد.کردار بد ناشی از نادانی است وانسانها از سر اگاهی وهوشیاری به دنبال شر نمی رود .سقرات به دلیل تقواو اگاهی که داشت به تعلیم دهنده راه ورسم زندگی مشهوراست.

      دکارت را به عنوان بنیانگزار فلسفه نوین به شمار اورده اند  . او ریاضیدان ودر عین حال فلسوف بود .

        دکارت بر مبنای قضیه چون فکر می کنم  برهانی را برای اثبات دو جوهر هستی یافته واشکار یکی مادیودیگرسی غیر مادی         عرضه کرد وانرا به فلسفه دکارتی افزود وهمراه بااین مسئله فلسفی راعنوان کرد که چگونه ذهن و جسم انسان می تواند در یکدیگر تاثیر بگذارد .

نخستین گام در روش دکارت برای رسیدن به یقین این بود که باید دید ایا می توان در همه چیز شک کرد یا خیر  شک کردن به حافظه  به تشخیص حواس به وجود دنیای پیرامون وبه وجود جسم خود شخص. در تفکرات دکارت این فرض را در نظر میگیرد که امکان دارد یک فریب دهنده بسیار توانمند وهوشمند وجود داشته باشدکه همواره واز روی هدف مرا فریب دهد .

چون فکر می کنم دکارت وتمامی استدلالهای او در تفکرات موضوعاتی هستند که از زمان تالیف اثر مزبور تاکنون درباره انها نقد گسترده ومشروحی صورت گرفته است.

   دکارت شهرت بسیارزیادی به خاطر طرح معضل فلسفی دوگانه ذهن وماده دارد این معضل ناشی از نتیجه گیری  اوست مبنی بر اینکه ذهن به عنوان یک جوهر غیر مادی متمایزاز جوهر مادی یا غیر جسمانی است  واو معتقداست که هر جوهر دارای یک خاصیت اصلی است که طبیعت اساسی وبنیادی ان را می سازد .

علاقه دکارت به ایجاد بنیانهای استوار برای معرفت محدود به فلسفه نبود .ریاضیات نیز از نظر او الگویی برای تمامی معارف بهعشمار میاید زیرا حقایق ریاضی انکار نا پذیرند. او همچنین از یک روش مبتنی بر کسب معرفت الله وروح بشرونیز روش شناخت تمامی  پدیدارهای علمی وطبیعی که به اندازه یک برهان  هندسی ومسلم نیستند اجتناب کرد .او می گوید یک فکر می تواند روشن باشد بی انکه مشخص باشد اما اگر مشخص باشد در این صورت روشن هم هست دکارت میگوید:" چون فکرمیکنم پس هستم "

مبحث کوتاهی در مورد استقرا ریاضی

    به نام خدا

رياضيات مثل هر دانش ديگري زنده است و همچون موجودي زنده هرگز در جاي خود نمي ايستد و مي تواند تا مرز هاي بي نهايت پيش رود كه  انسان امروزي  تصور انها را هم در ذهن خود نمي تواند داشته باشد.

                                                 استقراء

استقراء شكلي از تعميم است كه براساس نتيجه گيري از مشاهده ها و ازمايشهاي معيني بدست امده باشد.

استقراء به طور معمول با تجزيه و تحليل و مقايسه و مشاهده است آغاز مي شود.

سپس نتيجه حدس زده شده درباره پديده هاي مشابه تحقيق مي شود و بعد از مشاهده ها و آزمايشها ي زيادي پذيرفته مي شود كه اين قانون يا رابطه براي همه حالتها مشابه درست است .

روش استقراء روش مناسب در حل برخي از مسائل رياضي مخصوصا رياضيات محاسبه اي مي باشد.

                             اصل استقراء رياضي

هرگاه (1) p ارزش درست داشته باشد(حكم جزئي).

و با قبول درستي (k  ) p  (حكم جزئي) بتوان درستي (1+ k   ) p را ثابت نمود.

انگاه مي توان پذيرفت كه همه اعداد طبيعي خاصيت p را دارند.

در اين روش دو مرحله را مي توان در نظر گرفت:

مرحله اول: اثبات درستي (1) p كه ان را ابتدا ي استقراء مي نامند

مرحله دوم: فرض مي كنيم (  k ) p درسا باشد كه ان را فرض استقراء مي ناميم و با استفاده از ان ثابت مي كنيم )1+k) p  درست است كه ان را حـكم اســتـقراء مي نامند.

دقت داشته باشيد كه روش استقراء را مي توان براي مسائلي استفاده كرد كه:

الف:در مسئله كميت مطرح باشد نه كيفيت

ب: با اعداد طبيعي يا اعداد صحيح سرو كار داشته باشيم

ج:در انتخاب مبناي استقراء يعني گام اول دقت كرد و بعد گامهاي بعدي يعني گذر از  k    به1+ k را برداشت.

د: البته مسئله هايي وجود دارند از جمله قضيه فرما كه اگر چه با اعداد طبيعي سروكار داريم اما با استقراء رياضي حل نمي شود.

مثال: ثابت كنيد به ازاءهر عدد طبيعي مانند  a   دو عدد طبيعي مانند k و L      هست به طوري كه:                                           a=3k-5L

دو عدد طبيعي مانند k و L هست به طوري كه با در نظر گرفتن 2= k و

1= Lمعلوم مي شود ابتداي استقراء برقرار است.

حل:

فرض استقراء: دو عدد طبيعي مانند k و Lوجود دارند به طوري كه   

-5L m =3k

حكم استقراء: دو عدد طبيعي مانند    ` k و` L  وجود دارند به طوري كه

` L `+5 k m+1 =3

اثبات:   m =3k+5L                                                

   

               1 = 3(2)- 5(1)            

                                                             m + 1 =3 (k+2)-5(L+1)                                                   با در نظر گرفتن  k+2   `= k  و `= L+1 L معلوم مي شود كه حكم استقراءبرقرار است.

                                                                                           

    اعداد اول

به اعدادي ؛ اعداد اول مي گويند كه:

اولا تجذيه ناپذير باشند

ثانيا اعدادي كه فقط بر يك و خودشان بخش پذيرند

ثالثا اعدادي كه هيچ مقسوم عليه اول و كوچكتر يا برابر با جذرش نداشته باشند.

 

عدم وجود فرمولي ساده براي اعداد اول دليلي براي پراكندگي و نا مرتب بودن انهاست.

در نظريه اعداد ثابت مي شود كه اگر       1 n ¹   مفروض باشند و هيچ مقسوم عليه اول و كوچكتر يا برابر جذرش نداشته با شند انگاه     n   عددي اول است .

براي درك بيشتر به مثال زير توجه كنيد:

عدد 101عددي اول است زيرا    10 ¹ 101 Ö  است.و چون 101 بر هيچ عدد اول كوچكتر از 10 يعني 3و2و5و7بخشپذير نيست پس 101 اول است

 

ابوريحان بيروني وحساب دانه هاي گندم

 

ابوريحان بيروني وحساب دانه هاي گندم

خانه هاي شطرنج

 

دركتب تواريخ اسلامي چنين نقل كرده اند كه يكي از پادشاهان محلي هندبه نام  شرام مردي سفاك وظلم پيشه بود ودراند ك مدتي براثرسوء سياست و بي خردي مملكتش دستخوش فقرو

رعايايش قرين تيره روزي شدند. برهمنان ان ديار براي رهايي ازاين مصيبت به فكرچاره

افتادند. عاقبت يكي ازايشان كه سمسانام داشت بازي شطرنج رااختراع كرد وبه حضورشاه

برد وبد وفهماند كه شاه شطرنج با انكه مهمترين مهره بازي است بي د ستياري مهره هاي

ديگرنميتواند به حركتي مبادرت كند واگرمعاونت سايرمهره ها نباشد هرحركتي كه اوناشي شود مذ بوح ومنجربه هلاكت است.

پادشاه را اين بازي فوق العاده مسروركرد وبه برهمن وعده داد كه رفتارخود راعوض كند

وبه پاداش اين اختراع شگرف هرچه بخواهد به اوبدهدبرهمن كه ميخواست پادشاه رادرس

ديگري درباب احتياط وميانه روي بياموزد گفت تنها پاداشي كه متوقعم اين است كه پاد شاه

امرفرمايد كه گماشتگان درخانه ي اول شطرنج يك دانه ي گندم بگذارند ودرخانه ي دوم دو

برابرگندم خانه ي اول ودرخانه ي سوم دوبرابرعدد گندم خانه ي دوم به همين ترتيب تاخانه

اخرعده ي گندم هاي هرخانه رامضاعف خانه ي قبل ازان بنمايند ومجموع ان گندم ها را به

من بدهند. پادشاه ابتدابه حقارت اين در خواست برهمن خند يد ولي پس ا ز ا نكه به عظمت

كميت حاصل گندم ها پي برد ديد كه از عهده ي انجام خواهش برهمن برنمي ايد.

ازلحاظ تاريخي درست معلوم نيست كه اين قصه حقيقتي داشته يا نه بلكه قريب به يقين است

كه بعضي ازحكماء ان رابراي گرفتن درس عبرت وضع وجعل كردند ولي ازوقتي كه قضيه

مزبورشايع شده علماي رياضي درصدد پيداكردن مجموع گندم خانه شطرنج به طرزمذكور

درفوق برامده ودرباب ان زحماتي كشيده اند. حاليه كه جداول لگاريتم و دستو رها ي جبري

مدون دردست است حساب اين گونه مسائل اسان وكارمحصلين كلاسهاي متوسطه است ولي

درگذ شته علوم رياضي ترقيا ت عصرمارانداشته وحتي نوشتن معادلات باحروف و علامات

نيزمعمول نبوده است پيداكردن جواب مسائلي نظيرمسئله ي فوق سخت مشكل بود ه است.

مسئله ي فوق چنانكه اشاره شد مبني برحساب حاصل جمع يك تصاعدهندسي است باقدرنسبت

2 واين ايام يافتن جواب ان در چند دقيقه ممكن مي شود.

 

 

عشق به حساب

 

بسياري ازدانشمندان عشق مفرطي به حساب داشته اند. امپردانشمند شهيروعالم معروف فرانسوي در علاقه اي كه به اين قسمت داشته مشهوراست چنان كه گويند قبل ازا ين كه

ارقام را شناخته وقادربه نوشتن انها باشد باسنگ ريزه ولوبيا حسابهاي طولاني مي نمود.

ونيزگويند دركودكي كسالتي عارض وي شده بودوبراي اين كه فكرش راحت باشدمادرش

اوراازلوبياهاي عزيزش جدا ساخته بود. امپر لقمه ي ناني راكه پس ازسه روز گرسنگي

وپرهيزبه وي داده بودند خرد كرده مشغول محاسبا ت خود گرديد.

تهيه كننده : زهره ركني 

زندگينامة ابوريحان بيروني

زندگينامة ابوريحان بيروني

ابوريحان محمد بن احمد بيروني ، نابغة نامدار ، نمونة مثالي زدني متفكران هوشيار و معتقد ايراني و بي‌شك يكي از بزرگترين دانشمندان جهان در تمامي اعصار است .

اين محقق جسور در سوم ذي حجة سال 362 هجري قمري در «بيرون» خوارزم (ناحية مصب آمودريا در ساحل جنوبي درياچة آرال) در خانواده‌اي خوارزمي تبار ، گمنام و شيعه مذهب (احتمالاً شيعه زيديه) به دنيا آمد . وي سالهاي آغازين عمر را در زادگاهش سپري كرد و به خوارزمشاهيان معروف به آل عراق كه در «كاث» فرمانروا بودند ، پيوست . ابونصر منصور بن علي عراق كه از خاندان شاهية خوارزم و از رياضيدانان و منجمان بزرگ ايراني بود ، تعليم و تربيت بيروني را بر عهده گرفت و بعدها رساله‌هاي مختلف رياضي خويش را به نام و براي شاگرد دانشورش نوشت .

ابوريجان از همان آغاز جواني مشغول تحققيق و تأليف شد . خود نوشته است . كه در حدود سال 380 هجري قمري ، يعني هنگامي كه تقريباً 18 ساله بود ، به رصد مي‌پرداخت . وي همچنان با ديگر دانشمندان هم عصرش مراودات و مكاتبات علمي داشت و مكاتبات علمي بيروني و ابن سينا با يكديگر بسيار مهم و معروف است .

ابوريجان تا حدود 23 سالگي در خوارزم و ظاهراً در رصد خانه‌اي مشغول تحقيق بود و حدوداً در سال 385 هجري قمري ، پس از انقراض خاندان آل عراق به دست مأمون بن محمد ، والي جرجانيه     (گرگانج) ، و قتل ابو عبدالله محمد بن احمد ، آخرين حكمران آل عراق ، به ناچار زادگاهش را ترك كرد و تا چند سال از شهري به شهر ديگر رفت . در خلال همين سفرها به ري رفت و چنان كه خود در مقدمة كتاب مقاليد علم الهيئه نوشته است ، در انجا با ابو محمود خجندي و كوشيار بن لبان گيلي ملاقات كرد .

بيروني در ري دچار تنگدستي و پريشانحالي بود و خود در اين باره حكايت جالبي را در آثار الباقيه نقل كرده است كه ما نيز به خلاصه‌اي از آن اشاره مي‌كنيم .

روزي بيروني در ري با يكي از منجممان آن شهر رو به روه شد و دريافت كه وي در پاره‌اي از محاسبات نجومي خود اشتباه مي‌كند . بيروني خطاي منجم را تذكر داد و منجم ، كه اطلاعات علميش بسيار كمتر از بيروني بود و خود نيز احتمالاً اين مسئله را مي‌دانست ، به جاي پذيرش نقص كار ، با تكبر فراوان ابوريحان را تحقير و گفتة او را تكذيب كرد . بيروني متوجه شد كه دليل رفتار غير منطقي آن منجم ، توانگر بودن خود او و فقر بيروني است . جالب‌تر اين كه بعدها ، وقتي بيروني از تنگدستي رهايي يافت ، منجم نظر او را تصديق كرد .

ابوريجان از ري به طبرستان و نزد مرزبان بن رستم از اميرزادگان آل باوند و صاحب كتاب مرزبان نامه رفت و كتاب مقاليد علم الهيئه را به نام او نوشت . همچنين مدتي نزد منصور دوم پسر نوح ساماني روزگار گذراند و از حمايت او برخوردار شد .

در سال 387 هجري قمري ظاهراً به خوارزم برگشت و با ابوالوفا محمد بن محمد بوزجاني ، كه در آن هنگام در بغداد بود ، مكاتبه كرد و آن دو با يكديگر قرار گذاشتند كه همزمان در بغداد و خوارزم ،     ماه گرفتگي را رصد كنند . 

ابوريحان در سال 388 هجري قمري به گرگان رفت و در دربار شمس المعالي قابوس بن وشمگير ، امير آل زيار ، از او به گرمي استقبال شد .قابوس مردي با فرهنگي و اديبي فاضل بود و به عربي و فارسي شعر مي‌سرود و در دربارش دانشمندان جايگاهي رفيع داشتند . بيروني كتاب آثار الباقيه را كه نخستين كتاب مشهور و عظيم او به عربي و دربارة گاهشماري است ، به نام شمس المعالي تأليف كرد . دانشمند ما حدود سال 399 هجري قمري به زادگاه خود بازگشت و در جرجانيه يا گرگانج (در شمال غربي خوارزم) به دربار ابوالعباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه پيوست و در آنجا مقامي بلند يافت .

سلطان محمود در مراجعت به غزنه در سجستان (افغانستان) در بهار سال 408 هجري قمري بيروني و جمعي از فضلا و اهل عمل گرگانج را همراه خود به غزنه برد . ابوريحان از آن پس و به اجبار ،‌ شهر غزنه را مركز فعاليتهاي خويش قرارداد و شايد به صورت رسمي منجمي دربار محمود را به عهده داشت .

در دوران سلطنت مردود بن مسعود ملقب به شهاب الدوله (پسر مسعود كه پس از قتل وي در سال       432 هجري قمري به قدرت رسيد) نيز بيروني مورد عنايت و احترام دربار بود و كتاب المجاهر في معرفه الجواهر ، در شناخت گوهرها و كانيها ، از تأليفات اين دورة اوست . آخرين اثر ابوريجان كتاب الصيدنه في الطب و دربارة داروشناسي است . به گفتة خودش در زمان تأليف اين كتاب ، بيش از هشتاد سال داشت و اين مايه پويايي فكري و عزم علمي در چنين سني بسيار شگفت انگيز است . تاريخ فوت ابوريجان را سال 440 هجري قمري و محل فوتش را غزنه دانسته‌اند ولي منطقي به نظر مي‌رسد كه وي كمي بعد از سال 442 هجري قمري فوت شده باشد ؛ زيرا همانطور كه در بالا گفتيم ، خود او تصريح كرده است كه در زمان نوشتن صيدنه ، بيش از هشتاد سال داشت و اگر تاريخ تولد بيروني حقيقتاً سال 362 هجري باشد ، نمي‌توان مرگش را در سال 440 هجري قمري دانست ؛ مگر اينكه ميلاد وي پيش از سال 362 هجري قمري باشد .

ابوريحان شخصيتي اعجاب انگيز و منشور گونه داشت و بسيار پيشروتر از زمان خود به نظر مي‌رسيد . وسعت مشرب ، انصاف علمي ، ، دقت نظر ، دوري جستن از تعصبات و اشتياق غير قابل وصف او براي درك ، تحصيل و تحليل فرهنگها ، افكار و علوم جديد ، هويتي نسبتاً متفاوت با فرهنگ غالب آن روزگار به اين محقق شهير بخشيده بود .

بيروني رياضيدان ، ستاره شناس ، جغرافيدان ، مورخ ، مردم شناس ، دين شناس و فيزيكداني بزرگ بود و تقريباً در همة علوم زمان خويش به جز كيميا (شيمي) محققي نكته سنج به حساب مي‌آمد و همواره با خرافات به مبارزه مي‌پرداخت . بسياري از دانشمندان غرب و شرق از وي به عظمت ياد كرده‌اند و شخصيت پيشرو و منتقدش را با عباراتي به ياد ماندني ستوده‌اند .

اين حكيم نامدار ،‌ روحي وارسته و طبعي بلند داشت . روايت كرده‌اند كه وقتي تأليف كتاب قانون مسعودي به پايان رسيد ، سلطان مسعود غزنوي يك بارِ فيل نقره براي بيروني هديه فرستاد ولي وي آن را به خزانة حكومت بازگرداند و گفت : «مرا به اين مال نيازي نيست ، زيرا عمري به قناعت زندگي كرده‌ام و خوش ندارم پس از اين روشي ديگر در پيش گيرم» .

بيروني تا آخرين لحظة عمر در پي آموختن بود و شايد نقل آن حكايت بسيار معروف و آشنا ، همچنان خالي از لطف نباشد .

در آخرين ساعت حيات اين متفكر بزرگ ، وقتي نفسهايش به شماره افتاده بود ، دوست فاضلي بر بالين وي حاضر شد . ابوريحان با ضعفي كه تمام وجودش را فرا گرفته بود ، از دوستش مسئله‌اي پرسيد . آن مرد اندوهگين و شگفت زده گفت : «اكنون چه جاي چنين پرسشي است ؟» و ابوريجان زمزمه كرد : «بدانم و بميرم بهتر است ندانم و بميرم ؟» آن دوست پاسخ مسئله را توضيح داد و آنجا را ترك كرد ولي هنوز چند قدمي بيشتر نرفته بود كه شيون از خانة بيروني برخاست .

ابوريحان در تمام ايام سال به جز نوروز و مهرگان و روزهايي كه به ضرورتي كار خويش را تعطيل مي‌كرد ،‌مشغول محقيق وتفحص بود . از ويژگيهاي چهره و ظاهر بيروني نيز مانند بيشتر بزرگان اين كشور ، اطلاعات زيادي در دست نيست و تنها همين قدر مي‌دانيم كه او چهره‌اي گندمگون ، شكمي بزرگ و ريشي انبوه داشت .

 

ميراث علمي و فرهنگي ابوريجان بيروني

در سال 427 هجري قمري ، ابوريجان بنابر خواهش شخصي ، فهرستي از آثار محمد بن زكرياي رازي ، پزشك ، شيميدان و فيلسول و الا مقام سده‌هاي سوم و چهارم هجري قمري ، فراهم كرد و به دنبال آن فهرست عناوين 113 جلد از كتاب و رسالاتي كه خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنين اسامي         25 جلد كتاب يا رساله‌اي كه ديگران به نام وي نوشته بودند ، آورد .

بنابر اين . مشخص است كه 113 اثر ياد شده ، شامل همة آثار اين محقق بزرگ نيست ؛ زيرا وي سالها بعد از اين تاريخ زنده بود و تا آخرين روزهاي زندگي مي‌نوشت .

بر اساس تحقيقات گستردة پژوهشگراني كه در صد سالة اخير آثار بيروني را گردآوري ، ترجمه و بررسي كرده‌اند (و به عنوان يك ايراني با شرمندگي بايد اضافه كنم كه دربارة اين دانشمند نيز مانند ديگر دانشمندان ما تقريباً دقيق‌ترين و اصولي‌ترين پژوهشها از آنِ غربيها است) نوشته‌هاي وي در مي‌توان در حدود 148 تا 153 عنوان تخمين زد و ظاهراً تنها 35 جلد از اين آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است .

تنوع موضوعي اين كتب و رسالات از وسعت معلومات ابوريحان حكايت مي‌كند . اين آثار در زمينة حساب ، هندسه ، مثلثات ، ستاره شناسي ، نقشه‌كشي ، فيزيك ، مكانيك ، جغرافيا ، تاريخ ، گاهشماري ، دين شناسي ، اسطوره شناسي ، پزشكي ، كاني شناسي ، زبان شناسي ، ادبيات ، فلسفه و تأليف يا ترجه شده‌اند . ابوبيجان كتاب التفهيم لا وائل صناعه التنجيم را به هر دو زبان فارسي و عربي نوشت و در نوشتن متن فارسي آن نهايت ذوق ادبي را به كار برد . اين كتاب به همراه دانشنامة علايي ابن سينا و تعدادي ديگر از آثار فارسي سده‌هاي چهارم و پنجم هجري قمري زمينه‌اي فراهم آوردند تا به مرور زمان         زبان فارسي بتواند به عنوان دومين زبان علمي و فلسفي جهان اسلام مطرح شود . التفهيم شامل پنج باب است و بابها به ترتيب ، موضوعات زير را در بر مي‌گيرند :

هندسه ، حساب و جبر و مقابله ، هيئت و جغرافيا و بوم شناسي ، اسطرلاب ، احكام نجوم . بيروني در هر يك از اين پنج باب ، اصطلاحات مربوط به علم يا فن مورد بحث را به شكل سئوال و جواب شرح داده است . به اين ترتيب ، التفهيم گنجينة گرانبهايي از اصطلاحات علمي را شامل مي‌شود كه با كمال دقت و مهارت و با عباراتي كوتاه تعريف شده‌اند .

كتاب مقاليد علم الهيئه (يعني كليدهاي دانش ستاره شناسي) نخستين كتابي است كه دربارة مثلثات كروي و مستقل از علم نجوم نوشته شده است . نام اين اثر نشان مي‌دهد كه بيروني ، مثلثات كروي را كليد فهم ستاره شناسي مي‌دانست .

كتاب راشيكات الهند بيروني كتابي است كوچك كه دربارة نسبت و تناسبت نوشته شده و در تاريخ رياضي بسيار اهميت دارد . بيروني در اين كتاب ، آنچه را كه دربارة نسبت و تناسب در رياضيات هندي مي‌دانست ، با آنچه در اين باره از رياضيات يوناني به دست او رسيده بود ، تلفيق كرد و چنين كاري تا پيش از آن سابقه نداشت .

بيروني چند روش براي تصوير نقاط متعلق به سطح كره بر يك صفحه اختراع كرده است . محاسبة تقريبي وتر يك درجه و مقايسة نتيجه محاسبات خود با محاسبات بطلميوس در اين مورد از ديگر تلاشهاي ارزشمند ابوريجان محسوب مي‌شود .

مقدار تقريبي نسبت قطر دايره به محيط آن (n/1 ) را دانشمند ما با روشي جديد به دست آورد و اندازة تقريبي ضلع نُه ضلعي منتظم محاطي را به وسيلة حل معادله 3x = x3 + محاسبه كرد  . بيروني نه تنها رياضيات نظري و كاربردي يوناني و هندي را به خوبي مي‌دانست ، بلكه مباحث مطرح شده در اين زمينه را تحليل و نقد مي‌كرد . او تعدادي از آثار رياضي و نجوم هنديان را به عربي برگرداند و بعضي از آثار مهم رياضي يونان را به سانسكريت ترجمه كرد .

بيروني به طالع بيني و پيشگويي بر اساس وضعيت ستارگان و صور فلكي ، كه به آن علم احكام نجوم مي‌گفتند ، هيچ اعتقادي نداشت ؛ هر چند كه اين فن را به كمال مي‌دانست و در دربار محمود غزنوي نيز از اين راه روزگار مي‌گذراند .

بيروني در كتاب تحقيق مالهنه كه اثري است فوق العاده نفيس و بي‌مانند در عصر خويش (و دقيق‌ترين و جامع‌ترين متني محسوب مي‌شود كه تا آن روز دربارة فرهنگ ، علم ، فلسفه ، اسطوره ، خرافه ،        مردم شناسي ، جامعه شناسي ، دين شناسي تطبيقي ، آداب و رسوم ، ويژگيهاي جغرافيايي ، تاريخ و كشور هندوستان نوشته شده) نظرية بسيار پيشرفته‌اي دربارة علل پيدايش سرزمين هند از ديدگاه زمين شناسي ارائه مي‌دهد .

اين محقق بزرگ در كتاب المجاهر في معرفه الجواهر كه دربارة شناخت گوهرها (سنگهاي قيمتي) و فلزات نوشته شده است ، علاوه بر معرفي حدود 300 نوع كاني و سنگ و بيان آراء حكماي ايراني ، يوناني و در اين باب ، آزمايشهاي خود را دربارة خواص الماس ، زمرد و شرح مي‌دهد .

كتاب الصيدنه في الطب ابوريحان كه فرهنگنامة بسيار ارزشمندي در باب داروشناسي است ، فهرستي از داروهاي گياهي ، جانوري ، و كاني آن روزگار را شامل مي‌شود و از معتبرترين كتب مرجع طب سنتي ما به شمار مي‌آيد . اين شاهكار كم نظير ، ما را به سنت قديمي داروشناسي ايراني آشنا مي‌كند . بيروني در تنظيم اين اثر ، علاوه بر بررسي كلية كتب داروشناسي ايراني ، از منابع بابلي ، يوناني ، سرياني ، هندي و عربي نيز استفاده كرده است . در اينجا بايد يادآوري كرد كه ابوريحان علاوه بر زبان فارسي كه زبان مادري او بود ، زبان عربي سانسكريت و سرياني را به كمال مي‌دانست و با زبان يوناني و عبري نيز آشنايي داشت . كتاب عظيم و بي‌ بديل آثار الباقيه عن القرون الخاليه را بيروني در باب گاهشماري نوشت و در اين اثر ، تقديم اقوام و پيرامون اديان و مسلك گوناگون را بررسي و با يكديگر مقايسه كرد و مبدأ تواريخ  مختلف ، روشهاي تبديل تواريخ به يكديگر و ايام و شيوه‌هاي روزه‌ داري ، جشن و سوگواري معتقدان به اديان و آيينهاي متنوع را توضيح داد . در اين كتاب ، اسامي پيامبران از آدم تا خاتم ،‌ فهرستي از وقايع زندگي پيامبر اسلام (ص) به ترتيب زمان ، نامهاي پادشاهان ، دودمانهاي شاهي ايران ، مصر ، بابل و روم و تواريخ مربوط به هر يك و و به شكل جداول بسيار دقيق تنظيم شده است .

تاريخچة علم

 

حدود 2000 ق . م / 2621 ق . ه‍ .

سنگ بناي نخستين رصد خانه به نام «استون هنج» گذاشته شد .

 

430 ق . م / 1051 ق . ه‍ .

«دموكريتوس» (ذيمقراطيس) گفت كه همه چيز از اتم ساخته شده است .

 

حدود 330 ق . م . / 951 ق . ه‍ .

«ارسطو» هيئت جهان را مدارهاي دايره‌اي هم مركزي خواند كه در مركز آن بود .

 

300 ق . م . / 921 ق . ه‍ .

«اقليدس» دانش رياضي زمان خود را گرد‌آوري كرد .

 

265 ق . م . / 886 ق . ه .

«ارشميدس» دريافت كه وزن هر جسم با فرو رفتن در آب ، به اندازة وزن آب هم حجم آن كاهش مي‌يابد .

 

حدود 235 ق . م . / 856 ق . ه‍ .

«اراتوستن» با دقت تحسين برانگيزي اندازة زمين را محاسبه كرد .

 

79 م . / 543 ق . ه‍ .

«پليني» هنگام بررسي انفجار آتشفشاني كوه «وزو» درگذشت .

 

400 م . / 22 ق . ه‍ .

دانشمندان اسكندريه براي نخستين بار واژة «شيمي» را به كار بردند .

 

865 م . / 244 ه‍ . ش . / 251 ه‍ . ق .

«محمد بن زكرياي رازي» ، شيميدان و پزشك بزرگ ايراني و كاشف الكل و اسيد سولفوريك ، چشم به جهان گشود .

حدود 1000 م . / 379 ه‍ . ش . / 390 ه‍ . ق .

«ابوريحان بيروني» در كتاب «آثار الباقيه عن القرون الخاليه» بسياري از مسائل دقيق زمين شناسي ، از جمله دليل فوران چاه‌هاي آبفشان (آرتزين) را شرح داد .

 

حدود 1015 م . / 394 ه‍ . ش . / 406 ه‍ . ق .

«ابن سينا» كتاب «قانون» را به پايان رساند .

 

حدود 1020 م . / 399 ه‍ . ش . / 411 ه‍ . ق .

«ابن هيثم» بزرگترين فيزيكدان قرون وسطي ، نحوة كار عدسيها و آينه‌هاي همگرا را توضيح داد .

 

1054 م . / 433 ه‍ . ش . / 446 ه‍ . ق .

ستاره شناسان چيني «نواختري» را شناسايي كردند كه آثارش هنوز در راه شيري ديده مي‌شود .

 

1490 م . / ه‍ . ش . / 896 ه‍ . ق .

«لئوناردو داوينچي»‌خاصيت مويينگي را در مايعات بررسي كرد .

 

1543 م . / 922 ه‍ . ش . / 950 ه‍ . ق .

«نيكولاس كوپرنيك» در كتابش به نام «در باب حركت اجرام آسماني» ، خورشيد را مركز                منظومة شمسي دانست . «آندرياس وساليوس» آناتومي انسان را به شكل علمي مطالعه كرد .

 

حدود 1550 م . / 929 ه‍ . ش . / 957 ه‍ . ق .

«لئونارد ديگز» تلسكوپي انعكاسي (بازتابي) و بعد از آن تلسكوپي انكساري ساخت .

 

1572 م . / 951 ه‍ . ش . / 980 ه‍ . ق .

«تيكو براهه»‌ نواختري را مشاهده كرد .

 

1580 م . / 959 ه‍ . ش . / 998 ه‍ . ق

«پراسپرو آلپيني» پي‌برد كه گياهان داراي دو جنس نر و ماده‌اند .

 

1596 م . / 975 ه‍ . ش . / 1005 ه‍ . ق ‍.

«جان جرارد» مجموعة دانش گياه شناسي زمان خود را در كتاب «گياهان دارويي»

 

  v  نواختر : سوپر نُوا ، ستاره‌اي كه ناگهان مي‌درخشد و در طي چند ماه به حالت اول بر مي‌گردد . گرد آورد

 

1608 م . / 987 ه‍ . ش . / 1017 ه‍ . ق .

«هانس ليپرشاي» تلسكوپي انكساري اختراع كرد كه نخستين مورد اين اختراع به شمار مي‌آيد كه مستند به اسناد تاريخي قابل اعتماد است .

 

1609 ـ 1619 م . / 988 ـ 998 ه‍ . ش . / 1018 ـ 1029 ه‍ . ق .

«يوهانس كپلر» قوانين حركت سيارات را منتشر كرد .

 

1610 م . / 989 ه‍ . ش . / 1019 ه‍ . ق .

«گاليلئو گاليلئي» ماه‌هاي مشتري را با تلسكوپ مشاهده كرد .

 

1628 م . / 1007 ه‍ . ش . / 1038 ه‍ . ق .

«ويليام هاروي» كشف گردش خون را اعلام كرد .

 

1643 م . / 1022 ه‍ . ش . / 1053 ه‍ . ق .

«توريچلي» فشارسنج جيوه‌اي را اختراع كرد .

 

1656 م . / 1035 ه‍ . ش . / 1066 ه‍ . ق .

«كريستين هويگنس» توضيح صحيحي دربارة حلقه‌هاي زحل داد و ساعت آونگ دار را ابداع كرد .

 

1662 م . / 1041 ه‍ . ش . / 1073 ه‍ . ق .

«رابرت بويل» قانوني را كشف كرد كه فشار و حجم گاز را به هم ارتباط مي‌دهد .

سخن آخر

تأثيري كه آثار و كشفيات نيوتن بر دانش بشري گذاشت ، چنان روشن است كه نيازي به ذكر آن نيست . برجسته‌ترين دانشمند نيمة اول قرن بيستم ، مردي كه در عصر پيشرفت علم و تكنولوژي مظهر علم و دانش است ، برجستگي و نبوغ نيوتن را به قدري روشن بيان كرده است كه جاي هيچ صحبتي باقي نمي‌ماند . «آلبرت اينشتين» در مقدمه‌اي براي كتاب نور شناسي نيوتن ـ كه در قرن بيستم تجديد چاپ شده است ـ مي‌نويسد :

«جهان هستي براي نيوتن همچون كتابي گشوده بود كه بدون هيچ كوششي قادر به خواندن كلمات آن بود . چنين به نظر مي‌رسد كه مفاهيمي كه او براي نظم و ترتيب دادن يافته‌ها و تجربياتش مورد استفاده قرار مي‌داد ، به صورت خودجوش از خود تجربيات سرچشمه مي‌گرفت ؛ از تجربياتي عالي كه او همانند بازيچه‌اي آنها را نظم و ترتيب داد و همراه با جزئياتشان توصيف كرد . در واقع او آزمايشگر ، نظريه پرداز ، مكانيك و هنرمندي تمام عيار بود . او محكم ، مطمئن و تنها بيش از همة ما ايستاده و هر كلمه و عددي كه از او به جا مانده است ، نشانگر ابتكار و دقت موشكافانة اوست .»

تهیه و تنظیم : سید علیرضا کلالی

 

قضیه تالس

 
 

در هندسه ،قضیه تالس این مطلب را بیان میکند که اگر A و B و C نقاط روی دایره باشند و خط AC ،قطر دایره باشد آن وقت زاویه ABC یک زاویه قائم خواهد بود. به بیان دیگر مرکزدایره محیطی یک مثلث روی یکی از اضلاع مثلث قرار میگیرد اگر وتنها اگرآن مثلث قائم الزاویه باشد.



img/daneshnameh_up/9/9a/tl.jpg


اثبات

فرض کنیم O مرکز دایره باشد در آن موقع OA=OB=OC
به این ترتیب OAB و OBC مثلث
متساوی الساقین خواهند بود.در نتیجه زوایای OCB=OBC و BAO=ABO.
فرض کنیم Y=BAO و X=OBC ، چون جمع زوایای داخلی مثلث برابر 180 درجه است پس

2Y+Z=180 2X+Q=180

همچنین میدانیم Z+Q=180 .حال اگر دو رابطه اول را با هم جمع و رابطه سوم را از آنها کم نماییم خواهیم داشت:

2Y+Z+2X+Q-(Z+Q)=180

پس خواهیم داشت:

Z+Q=90



تاریخچه

تالس اولین کسی نبود که این قضیه را کشف کرد قبل از او مصریان و بابلیان این قضیه را میدانستند ولی آنها نتوانسته بودند اثباتی برای آن بیان کنند. چون این قضیه اولین بار توسط تالس به اثبات رسید به نام او نیز معروف شد.البته تالس با استفاده از تعریف مثلث متساوی الساقین و نیز علم به این موضوع که جمع زوایای یک مثلث، 180 درجه است ،این قضیه را اثبات کرد

دنباله فيبوناچي و عدد طلايي

دنباله فيبوناچي و عدد طلايي

لئوناردو فيبوناچي ايتاليايي حدود سال 1200 ميلادي مساله اي طرح كرد : فرض كنيد كه يك جفت خرگوش نر و ماده در پايان هر ماه يك جفت خرگوش نر و ماده جديد بدنيا بياورند ... اگر هيچ خرگوشي از بين نرود , در پايان يك سال چند جفت خرگوش وجود دارد؟؟؟

فيبوناچي تصميم گرفت براي محاسبه تعداد انها Fn  را تعداد جفتها در شروع ماه N ام فرض كند.
پس F1 =1 و F2 =2 خواهد بود ... چون در شروع ماه اول فقط يك جفت اصلي وجود دارد...اما با شروع ماه دوم جفت اول جفت دوم را درست ميكند.
سپس او متوجه شد كه با شروع ماه N ام جفتها به دو گروه تقسيم ميشوند: Fn-1 تعداد جفتهاي قديمي و تعداد جفتهاي جديد پس از N-1 ماه است .چون جفت جديد پس از يك ماه توليد ميشود و بعد از يك ماه ديگر اولين جفت خود را توليد ميكند ... تعداد جفتهاي جديد برابر تعداد جفتهاي دو ماه قبل است كه با Fn-1 نشان داده ميشود .
پس :

Fn= Fn-1 + Fn-2

با استفاده از اين فورمول و مقادير اوليه  F1 =1 و F2 =2 ميتوان تعداد جفتها را پس از يك سال بدست اورد و نوشت F12=233 .
سري اعداد Fn را دنباله فيبوناچي مينامند. با يك توافق عمومي مقادير اوليه از 1 و 1 بجاي 1و 2 شروع ميشود (بطوري كه جمله هاي دنباله بصورت زير نوشته ميشوند)


... ,1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144,233

حالا اگر در اين دنباله هر عدد را به عدد قبليش تقسيم كنيم يك همچين سري را خواهيم داشت:

1/1 = 1,   2/1 = 2,   3/2 = 1·5,   5/3 = 1·666...   8/5 = 1·6,   13/8 = 1·625,   21/13 = 1·61538  و ...

كه هرچه جلو بريم بنظر مي ايد كه به يك عدد مخصوص ميرسيم . براي بهتر ديدن موضوع به نمودار زير توجه كنيد:

ما اين عدد را عدد طلايي ميناميم كه اين عدد تقريبا برابر است با :      ... 1.618033  

به عبارتي ديگر حد اين دنباله به عدد طلايي ميرسد:

 سري فيبوناچي در طبيعت:

حالا ميام و به اين دنباله به صورت ديگري نگاه ميكنيم : اگر ما دو مربع به ضلع يك در كنار هم بگزاريم و در بالا اندو يك مربع با ضلع 2 بگزاريم و همين طوري تا اخر ...  ما شكلي خواهيم داشت مثل شكل پايين :

اين مستطيل به مستطيل فيبوناچي معروف است.حالا اگر نقاطي از اين شكل را به هم وصل كنيم به شكل زير ميرسيم :

كه شبيه اين شكل را ميتوان در طبيعت و در شكل زير ديد:

از ديگر مثالهاي اين دنباله در طبيعت ميتوان به دانه هاي گل افتابگردن يا به تعداد گلبرگ بعضي گلها اشاره كرد (براي اطلاعات بيشتر به اينجا يا اينجا مراجعه كنيد) .

عدد طلايي

قبلا در مورد چگونگي بدست اوردن عدد طلايي از طريق دنباله فيبوناچي صحبت شد.حالا در مورد راههاي ديگر بدست اوردن اين عدد صحبت ميكنيم ... 

در زمانهاي قديم هنرمندان يوناني به خوبي رياضي دانان مستطيل زيبايي مي شناختند كه از نظر هنري عرض 1 و طول X داشت در اين مستطيل هر وقت مربعي به ضلع 1 را از ان جدا كنند باز همان مستطيل با همان نسبتهاي مستطيل اصلي باقي ميماند .
در دنياي رياضي اين عدد را با نشانه يوناني   (خوانده ميشود في ) نمايش ميدهند

استفاده هاي اين عدد:

هرم " ريم پاپيروس " در اهرام ثلاثه يكي از قديمي ترين مثالها از استفاده از اين عدد در ساخت بناهاست ...
اگر عرض يكي از شالهاي اين هرم را بر فاصله نوك هرم تا نقطه وسط كف هرم تقسيم كنيم جواب 1.6 خواهد بود ...

باستان شناسان مطمئن نيستند كه ايا اين كار از قصد انجام شده يا اتفاقي بوده است !
مطلب جالب ديگر اين است كه اگر قطر اين هرم را به دوبرابر ارتفاع ان تقسيم كنيم جواب عدد پي (3.14) خواهد بود .  

مثال ديگر در بناي پارتنون در يونان وجود دارد .براي ساخت اين بنا كه در 440 BC ساخته شده است از مستطيل طلايي استفاده شده است:

در شكل زير نقشه اين بنا را ميتوانيد ببينيد ... امتحان كنيد ببينيد وقتي طول هر كدام از مستطيلهاي در شكل را به عرض ان تقسيم ميكنيد عدد طلايي بدست مي ايد؟؟؟

چگونگي كشيدن يك مستطيل طلايي:

براي كشيدن يك مستطيل طلايي ابتدا بك مربع با ضلع دلخواه كشيده سپس طبق شكل زير وسط ضلع پايين اين مربع را پيدا كنيد.بعد از اين با يك پرگار يك قوس با شعاعي به اندازه وسط مربع تا گوشه سمت راست بكشيد تا طول مستطيل معلوم شود.

از استفاده هاي ديگر اين عدد :
-
هر گاه شما طول صورت فردي را به عرض ان تقسيم كنيد هر چقدر اين عدد به عدد طلايي نزديكتر باشد ان فرد باهوشتر است.البته اين ثابت نشده است


- طول هرسه بند انگشت يكي از انگشتان خود را به دلخواه اندازه بگيريد. اندازه بند بالايي را به وسطي تقسيم كنيد. عددي در حدود 1.6 خواهد بود نه ؟!حال همان عمل بالا (تعيين نسبت) را در مورد بند وسط به بند كوچك انجام دهيد. جواب ؟


 

گردآورنده: سيد محمود معاشري- مأخذ: اينترنت

يك خاصيت جالب عدد9

 
 

يك خاصيت جالب عدد9:

عدد 9 به خصوص براي بچه هايي كه جدول ضرب را  به سختي ياد مي گيرند عدد بسيار جالبي است:زيرا مي شود از بخاطر سپردن حاصلضربها در 9 صرفنظر كرد .براي چه به حافظه خود فشار أوريم؟ وجود ده انگشت كافي است. براي اين منظور بايد هر دو دست را باز كرد سپس از سمت چپ شماره انگشتي را كه ميخواهيم در 9 ضرب كنيم خوابانده :حاصلضرب أن عدد در9 بطور عملي نشان داده مي شود.

مثلا اگر بخواهيم 9 را در 3 ضرب كنيم انگشت سوم را از سمت چپ خوابانده و حاصلضرب را ميخوانيم.

یك رابطه جالب بین اعداد طبیعی

 
 

یك رابطه جالب بین اعداد طبیعی

جدول شماره یک
همانطور كه میدانید نظم و روابط شگفت انگیز بین اعداد صحیح همواره در طول زمان مورد توجه ریاضیدانان علی الخصوص متخصصین نظریه اعداد بوده است كه حاصل این توجهات گاهی قضایای مشهور ریاضیات و یا معماها و بازیهای گوناگون بوده است.

بایید با هم نگاهی به یكی ازاین روابط میا ن اعداد طبیعی و توانهای گوناگون آنها بپردازم. همانطو كه در جدول شماره یک مشاهده میشود می توان این نظریه را ارائه کرد كه تفاضل توان اول اعداد طبیعی متوالی برابر با 1 است.

حال اگر همین عمل را بجای توان اول روی توان دوم انجام دهیم در ستون چهارم به نتیجه جالبی بر خواهیم خورد، به جدول دوم دقت کنید و توجه کنید از ستون سوم به بعد هر سلول حاصل تفاضل سلول مجاور منهای سلول قبلی سلول مجاور خود است.


جدول شماره دو
هرچند در جدوال فوق فقط 10 مورد اول از این رابطه بررسی شده است اما به راحتی میتوان از طریق استقرای ریاضی و یا با یک برنامه ساده کامپیوتری این حقیقت را كه در ستون چهارم به عدد ثابت 2 خواهیم رسید، بررسی کرد.

پس از آن براحتی می توان جداولی مشتمل بر اعداد بزرگتر، از مجموعه اعداد طبیعی و توانهای آنها را بکار برد و موضوع را تعمیم داد. به جدول شماره سه که برای توانهای 5 اعداد است توجه کنید. مشاهده می کنید که در ستون پنجم به تفاضل ثابت 120 رسیده ایم، بسادگی می توان نشان داد که این حاصل تفاضل معادل حاصلضرب اعداد کوچکتر یا مساوی توان در یکدیگر هستند.

به بیان دیگر برای توان دوم حاصل تفاضل در ستون دوم معادل 1x2 یا همان !2 است، برای توان سوم حاصل تفاضل در ستون سوم معادل 1x2x3 یا همان !3 است، برای توان پنجم حاصل تفاضل در ستون پنجم معادل 1x2x3x4x5 یا همان !5 است و ....


جدول شماره سه

شما میتوانید به راحتی این جداول را برا ی هر عضو دلخواه اعداد طبیعی تشكیل داده و در پایان به این نتیجه شگفت انگیز برسید كه برای توان a ام این اعداد اگر تفاضلها را به ترتیبی که در جداول توضیح دادیم حساب کنید، در ستون a+2 به عدد ثابت !a خواهید رسید.

هر چند شاید این روابط در نگاه اول و به تنهایی كاربرد مفیدی نداشته باشند ولی باید درنظر داشت که ریاضیدانان / فیزیکدانان و ... با بسط این روابط به تئوریهای ارزشمندی در زمینه های مختلف علوم کاربردی می رسند.

هنر حل مساله

 

هنر حل مساله :

 

استراتژی جورج پولیا در حل مساله:

 

پولیا می گوید : روند حل مساله عبارت است از :" جستجوی راه خروج از دشواری ها یا مسیر عبور از مانع ها " . پولیا مراحل حل مساله را که شامل چهار مرحله است به صورت زیر بیان می کند :

 

1)   فهم مساله

2)   تهیه طرح یا نقشه مناسب برای حل مساله

3)   اجرای طرح یا نقشه

4)   بازنگری

 

1-   فهم مساله : برای حل مساله ابتدا باید صورت مساله را خوب درک کرد . پس اولین وظیفه برای حل یک مساله , فهم درست و کامل یک مساله است . پولیا معتقد است برای حل یک مساله باید موارد زیر به خوبی روشن شود :

 الف) چه چیزی را باید پیدا کرد ؟ ( مجهول چیست ؟)

ب) چه چیزی مفروض است ؟( معلومات چیست ؟)

ج) چه رابطه ای بین مجهولات و معلومات موجود است ؟

   2- تهیه طرح یا نقشه برای حل مساله : ممکن است برای حل یک مساله چندین راه موجود باشد اما باید به دنبال طرحی بگردیم که ما را مستقیما به هدف برساند . درین راه می توان از مسایل کمکی نیز استفاده کرد .

کهلر آزمایشی انجام داده است به این ترتیب که : میمونی را در اتاقکی قرار می داد و در بیرون اتاقک موزی وجود داشت که دست میمون به آن نمی رسید , جانور با جدیت می کوشید تا به موز بیرون اتاقک دست یابد ولی بی نتیجه بود . در محدوده ای که دست او می رسید قطعه چوبی بود که جانور ظاهرا هیچ توجهی به آن نداشت ناگهان میمون چوب را برداشت و موز را حرکت داد و آن را خورد . حیوان برای برداشتن موز , از مساله ای دیگر که همان برداشتن قطعه چوب است استفاده کرد که به این مساله , " مساله کمکی یا فرعی " می گویند . با حل این مساله , پیدا کردن راه حل مساله هموار می گردد.

2-   اجرای طرح یا نقشه : پس از تهیه طرح باید آنرا به اجرا گذاشت . نکته اساسی این است که شخص نظارت کامل بر پیشرفت اجرای طرح داشته باشد تا اگر زمانی احساس کرد که ممکن است او را به حل مساله نرساند بتواند طرح جدیدی را تهیه و اجرا کند .

3-   بازنگری : پس از اتمام مرحله اجرا , حل کننده مساله باید یک بازنگری بر تمامی مراحل داشته باشد و جوابها و برهان ها را امتحان کند .

 

 

(( اگر می خواهید شنا یاد بگیرید با شجاعت وارد آب شوید و اگر می خواهید مساله ها را یاد بگیرید آنها را حل کنید . ))

جورج پولیا

آشنایی با سری فیبوناچی

 
آشنایی با سری فیبوناچی
Fibonacci
نمایش هندسی سری فیبوناچی
باورکردنی نیست اما در سال 1202 لئونارد فیبوناچی (Leonardo Fibonacci) توانست به یک سری از اعداد دست پیدا کند که بعدها بعنوان پایه برای بسیاری از رابطه های فیزیک و ریاضی استفاده شد، کافی است از عدد صفر و یک شروع کنید. آنها را کنار هم بگذارید و عدد بعدی را از جمع کردن دو عدد قبل بدست آورید، بسادگی به این رشته از اعداد خواهید رسید :

0,1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144, ...

البته برخی از ریاضی دانان عدد صفر را جزو رشته فیبوناچی نمی دانند و یا حداقل آنرا جمله صفرم سری می دانند. نکته ای که تعجب برانگیز است آنکه اگر از عدد سوم نسبت اعداد این سری را به عدد قبلی حساب کنیم خواهیم داشت :

1/1, 2/1, 3/2, 5/3, 8/5, 13/8, 21/13, 34/21, 55/34, 89/55, 144/89, ...

و یا :

1, 2, 1.5, 1,666, 1.6, 1,625, 1.6153, 1.6190, 1.6176, 1.6181, 1.6179و ...

بله بنظر می رسد که این رشته به سمت همان عدد طلایی معروف میل میکند. بگونه ای که اگر نرخ عدد چهلم این رشته را به عدد قبلی حساب کنیم به عدد 1.618033988749895 می رسیم که با تقریب 14 رقم اعشار نسبت طلایی را نشان می دهد.

بعدها محاسبات و استدلال های ریاضی نشان داد که این سری همگرا به سمت نسبت طلایی می باشد و جمله عمومی آنرا با بتقریب می توان اینگونه نمایش داد :

fn =  Phi n / 5½

که در آن Phi عدد طلایی میباشد. البته فرمول های دقیق دیگری وجود دارند که اعداد سری و یا اعداد بعدی (Successor) این سری را نمایش می دهند که دراین مطلب به آن نخواهیم پرداخت.

معمای زاد و ولد خرگوش!
در واقع فیبوناچی در سال 1202 به مسئله عجیبی علاقمند شد. او می خواست بداند اگر یک جفت خرگوش نر و ماده داشته باشد و رفتاری برای زاد و ولد آنها تعریف کند در نهایت نتیجه چگونه خواهد شد. فرضیات اینگونه بود :

- شما یک جفت خرگوش نر و ماده دارید که همین الآن بدنیا آمده اند.
- خرگوشها پس از یک ماه بالغ می شوند.
- دوران بارداری خرگوشها یک ماه است.
- هنگامی که خرگوش ماده به سن بلوغ می رسد حتما" باردار می شود.
- در هر بار بارداری خرگوش ماده یک خرگوش نر و یک ماده بدنیا می آورد.
- خرگوش ها هرگز نمی میرند.

حال سئوال اینجاست که پس از گذشت یکسال چه تعداد خرگوش نر و چه تعداد خرگوش ماده خواهیم داشت؟ (پاسخ را شما بدهید)

Fibonacci
مارپیچ فیبوناچی
مارپیچ فیبوناچی
به شکل اول نگاه کنید و ببینید که به چه زیبایی از کنار هم قرار دادن تعدادی مربع می توان رشته فیبو ناچی را بصورت هندسی نمایش داد. حال اگر در هر یک از این مربع ها از نقاط قرمز ربع دایره هایی رسم کنیم در نهایب به نوعی از مارپیچ حلزونی شکل می رسیم که به مارپیچ فیبوناچی (Fibonacci Spiral) معروف می باشد. بدیهی است که نرخ رشد و باز شدن این مارپیچ متناسب با نرخ بزرگ شدن اعداد در سری فیبوناچی می باشد.

سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزک و علوم طبیعی کاربردهای بسیار دیگری دارد، ارتباط زیبای فاصله های خوش صدا در موسیقی، چگونگی تولد یک کهکشان و ... که در مطالب آینده راجع به آنها صحبت خواهیم کرد.

دنباله فيبوناچي(اصلاحيه فرمول )

 
 

n

å Fk = Fn+2 -1

k=1

F1+F2+F3+...+F2k+1=F2k+2

1+F2+F4+F6+...+F2k=F2k+1

n

å F2k = FnFn+1

k=1

F2n = F2n+1-F2n-1

= Fn(Fn+1+Fn-1)

= Fn(Fn+2Fn-1)

= Fn(2Fn+1-Fn)

F3n = F3n+1+F3n-F3n-1

F2n+1 = 4FnFn-1+F2n-2

 

f = 1 (1+Ö5)

2

= 1.6180339887498948204586834365638117720....

¥

f = 13 + å (-1)n+1(2n+1)!

8 k=1 (n+2)! n!42n+3

¥

f =1+å (-1)n+1

n=1 FnFn+1

Fn= (1+Ö5)n-(1-Ö5)n

2nÖ5

fn=Fnf +Fn-1

f = 2cos(p/5)

=1sec(2p/5)

2

= 1 csc(p/10)

2

Xn= Fn+1

Fn

fn =fn-1+fn-2

قضیه فیثاغورث


در علم ریاضی، قضیه فیثاغورث، یک رابطه در فضای اقلیدسی بین اضلاع یک مثلث قائم الزاویه را بیان میکند. اگر چه این قضیه قبل از آن که فیثاغورث آن را بیان کند توسط بابلیان و هندوها به کار برده می شد ولی به نام او ثبت گردید

قضیه


img/daneshnameh_up/6/62/Pythagorean.png

فرض کنید سه مربع روی اضلاع یک مثلث قائم الزاویه،که طول اضلاع قائم آن a وb و طول وتر آن c میباشد؛مطابق شکل زیر می سازیم


این قضیه به ما توضیح میدهد که جمع مساحتهای دو مربع ساخته شده روی دو ضلع قائم یک مثلث قائم الزاویه با مساحت مربع ساخته شده روی وتر برابر است.

مثلث قائم الزاویه مثلثی است که دارای یک زاویه قائم میباشد و به ضلعی که روبروی این زاویه در مثلث قرار دارد، وتر میگویند.
در شکل اضلاع زاویه قائم با aوb و وتر با c نشان داده شده است.
بیان دیگر قضیه به این صورت است که در یک مثلث قائم الزاویه مجموع مربعات دو ضلع قائم با مجذور وتر برابر است.

جالب است بدانید که بیش از چهل روش هندسی برای اثبات این قضیه وجود دارد.

اثبات قضیه


img/daneshnameh_up/5/56/Pythagorean_proof.png

می توان با توجه به شکل روبرو اثبات هندسی قضیه را به راحتی درک کرد.
در هر دو شکل مربعی به ضلع a+b داریم.در شکل سمت راست چهار نمونه از مثلث قائم الزاویه دور مربع ساخته شده بروی وتر وجود دارد. و هر چهار مثلث دارای مساحت یکسان می باشند. با چند جابجایی در شکل سمت راست به شکل سمت چپ می رسیم.در این شکل همان چهار مثلث قبلی وجود دارند ولی مربعی که اضلاع آن به c بود به دو مربع به اضلاع a,b تبدیل شده است، که همان قضیه فیثاغورث را نشان میدهد







img/daneshnameh_up/b/b5/1.gif




شکل روبرو نیز نشان دهنده روش دیگری از اثبات هندسی می باشد:

عدد نپرین


درمیان جمیع دستگاههای لگاریتمی ممکن(با پایه بزرگتر از 1) تنها دو دستگاه متداولند ، که یکی ز آنها لگاریتمهای طبیعی هستند که بر مبنای عدد نپرین بنا شده اند. ودر ریاضیات عالی تنها لگاریتمهایی که تقزیبا منحصرا به کار میروند لگاریتمهای طبیعی اند.


تاریخچه

Leonhard Euler 1707-83 پایه لگاریتم طبیعی (~ 2.71828)، اولین بار توسط لئونارد اویلر (Leonhard Euler 1707-83) یکی از باهوشترین ریاضیدانان تاریخ ریاضیات مورد استفاده قرار گرفت. در یکی از دست خطهای اویلر که ظاهرا" بین سالهای 1727 و 1728 تهیه شده است با تیتر Meditation on experiments made recently on the firing of cannon اویلر از عدی بنام e صحبت می کند. هر چند او رسما" این نماد را در سال 1736 در رساله ای بنام Euler`s Mechanica معرفی میکند.


در واقع باید اعتراف کرد که اویلر کاشف یا مخترع عدد e نبوده است بلکه سالها قبل فردی بنام
جان ناپیر (John Napier 1550-1617) در اسکاتلند هنگامی که روی لگاریتم بررسی می کرده است بحث مربوط به پایه طبیعی لگاریتم را به میان کشیده است. فراموش نکنید که شواهد نشان میدهد حتی در قرن هشتم میلادی هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشته اند.

در اینکه چرا عدد ~ 2.71828 بصورت e توسط اویلر نمایش داده شده است صحبت های بسیاری است. برخی e را اختصار exponential می دانند، برخی آنرا ابتدای اسم اویلر (Euler) می دانند و برخی نیز میگویند چون حروف a,b,c و d در ریاضیات تا آن زمان به کرات استفاده شده بود، اولر از e برای نمایش این عدد استفاده کرد. هر دلیلی داشت به هر حال امروزه اغلب این عدد را با نام Euler می شناسند.

کاربرد

اویلر هنگامی که روی برخی مسائل مالی در زمینه بهره مرکب در حال کار بود به عدد e علاقه پیدا کرد. در واقع او دریافت که در مباحث بهره مرکب، حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) با عدد e میل میکند. بعنوان مثال اگر شما 1 میلیون تومان با نرخ بهره 100 درصد در سال بصورت مرکب و مداوم سرمایه گذاری کنید در پایان سال به رقمی حدود 2.71828 میلون تومان خواهید رسید.

در واقع در رابطه بهره مرکب داریم :




که در آن P مقدار نهایی سرمایه و بهره است، C مقدار اولیه سرمایه گذاری شده،r نرخ بهره، n تعداد دفعاتی است که در سال به سرمایه بهره تعلق می گیرد و t تعداد سالهایی است که سرمایه گذاری می شود.

در این رابطه اگر n به سمت
بی نهایت میل کند - حالت بهره مرکب - فرمول را می توان بصورت زیر ساده کرد :



اویلر همچنین برای محاسبه عدد e سری زیر را پیشنهاد داد :




لازم است ذکر شود که اویلر علاقه زیادی به استفاده از نمادهای ریاضی داشت و ریاضیات امروز علاوه بر عدد e در ارتباط با مواردی مانند i در بحث
اعداد مختلط، f در بحث توابع و بسیاری دیگر نمادها مدیون بدعت های اویلر است.

مثلثات کروی



مثلثات کروی در نجوم در بخشها ی مختلف کاربرد وسیعی دارد از جمله از این کاربردها :

  • مختصات نجومی (سه دستگاه مختصات نجومی وجود دارد که با مثلثات کروی کار میکنند.)
  • اندازه گیری زوایای میل ، سمت ، عرض جغرافیایی ، طول جغرافیایی و ... در این دستگاهها با ابزار مثاثات کروی ممکن هست.
  • انحراف محور خورشید (دایرةالبروج خورشید) را از روی مثلثات کروی میسنجند.
  • در اندازه گیری فواصل نجومی و تنظیم اوقات شرعی ، طلوع و غروب خورشید و رصدهای نجومی مثلثات کروی نقش بسزایی دارد.
 


مثلثات و علم جغرافی


شکل کره زمین، در واقع نامنظم است و شبه کره geoid نامیده می شود. اما انحرافهایی از یکی از اجسام تابع محاسبه ریاضی نسبت به اندازه آنها کوچک اند.
تحلیل مسیرهای
ماهواره های زمینی مصنوعی نشان داده است که یک بیضی وار مناسب با سه محور بهترین شکل را برای شبه کره به دست می دهد.
در واقع تفاوت بین دو محور واقع در صفحه
استوایی(equatorial plane) آنقدر کوچک است که تاکنون برای اندازه گیریهای زمینی مشخص نشده است.
بنابراین در ژئودرزی عالی، کره زمین به صورت کره وار spheroid در نظر گرفته می شود.
در این مورد، اولین محاسبات دقیق توسط فردریش ویلهلم
بسل انجام گرفت.
در 1924 بیضوار محاسبه شده توسط "J.HAYFORD"از لحاظ بین المللی شناخته شد.
جدیدترین مقادیر توسط "F.N.KRASOVSKIL" مشخص شده اند.این مقادیر برای کار در ژئودزی در
روسیه به کار میروند.

نجوم کروی

مواضع کشتیها و هواپیماها، غیر از روش وضعیت، حتی امروزه نیز با استفاده از ستاره ها مشخص می شود. این روش زمانی تنها روش دریانوردی در دریاهای بزرگ بود و سیاحان سرزمینهای ناشناخته تنها به آنها اطمینان می کردند.
در این مورد اندازه گیریهای لازم با
قطب نما، تئودولیت، سکستانت آیینه ای یا ابزار زاویه- اندازه گیری مشابه و ساعتی دقیق انجام می گرفت.
بعدها از
رادیو برای انتقال علامت زمانی برای جهت یابی تقریبی کفایت می کند. در تعیین دقیق موضع مورد نظر باید اطلاعات مربوط به وضعیت ستارگان بسادگی قرار گرفته و حرکت خورشید، سیارات، ماه و ماههای مشتری و دستگاههای مختصاتنجومی را که وضعیتهای واقع در افلاک درآنها داده شده اند بدانیم.
اطلاعاتی از نجوم کروی که برای مقاصد دریانوردی دارای اهمیت اند در تقویمهای دریانوردی و نجومی آورده شده اند از دستگاههای افقی و استوایی.
این دستگاهها مانند تمام دستگاههای مختصاتی نجومی، مبتنی بر این حقیقت اند که آسمان پرستاره در نظر رصدکننده به صورت قسمتی از کره ای عظیم موسوم به کره سماوی آشکار می شود. موضع هر نقطه واقع بر این کره را می توان با استفاده از دو مختص عددی مشخص کرد.
هر دایره عظیمه با قطبهایش به عنوان دستگاهی مرجع برای این دو مختص مناسب است. بر این دایره یک زاویه در جهت مشخص شده از نقطه ای معلوم اندازه گیری می شود و اندازه دومی بر اندازه عظیمه عمومی گذرنده از نقطه ای که می خواهیم موضعش را معین کنیم و قطب دایره مبنا معین می شود.

هندسه اقلیدسی

علومی که از یونان باستان توسط اندیشمندان اسلامی محافظت و تکمیل شد، از قرون یازدهم میلادی به بعد به اروپا منتقل شد، بیشتر شامل ریاضی و فلسفه ی طبیعی بود. فلسفه ی طبیعی توسط کوپرنیک، برونو، کپلر و گالیله به چالش کشیده شد و از آن میان فیزیک نیوتنی بیرون آمد. چون کلیسا خود را مدافع فلسفه طبیعی یونان می دانست و کنکاش در آن با خطرات زیادی همراه بود، اندیشمندان کنجکاو بیشتر به ریاضیات می پرداختند، زیرا کلیسا نسبت به آن حساسیت نشان نمی داد. بنابراین ریاضیات نسبت به فیزیک از پیشرفت بیشتری برخوردار بود. یکی از شاخه های مهم ریاضیات هندسه بود که آن هم در هندسه ی اقلیدسی خلاصه می شد.
در هندسه ی اقلیدسی یکسری مفاهیم اولیه نظیر خط و نقطه تعریف میشود و پنچ
اصل به عنوان بدیهیات آن پذیرفته میشود و سایر قضایا با استفاده از این اصول استنتاج میشوند.

اصول

هندسه ی اقلیدسی بر اساس پنچ اصل موضوع زیر شکل گرفت

اصل اول - از هر
نقطه می توان خط مستقیمی به هر نقطه ی دیگر کشید

اصل دوم - هر
پاره خط مستقیم را می توان روی همان خط به طور نامحدود امتداد داد

اصل سوم - می توان
دایره ای با هر نقطه دلخواه به عنوان مرکز آن و با شعاعی مساوی هر پاره خط رسم کرد

اصل چهارم - همه ی
زوایای قائمه با هم مساوی اند

اصل پنجم - از یک نقطه خارج یک خط، یک خط و و تنها یک خط می توان موازی با خط مفروض رسم کرد.

ایراد اصل پنجم


اصل پنجم که به اصل توازی معروف است ایجاز سایر اصول را نداشت،جون به هیچوجه واجد صفت بدیهی نبود. در واقع این اصل بیشتر به یک قضیه شباهت داشت تا به یک اصل. بنابراین طبیعی بود که لزوم واقعی آن به عنوان یک اصل مورد سئوال قرار گیرد. زیرا چنین تصور می شد که شاید بتوان آن را به عنوان یک قضیه نه اصل از سایر اصول استخراج کرد، یا حداقل به جای آن می توان معادل قابل قبول تری قرار داد

در طول تاریخ ریاضیدانان بسیاری از جمله،
خواجه نصیرالدین طوسی، جان والیس، لژاندر، فورکوش بویوئی و ... تلاش کردند اصل پنجم اقلیدس را با استفاده از سایر اصول نتیجه بگیرنر و آن را به عنوان یک قضیه اثبات کنند. اما تمام تلاشها بی نتیجه بود و در اثبات دچار خطا می شدند و به نوعی همین اصل را در اثباط خود به کار می بردند. دلامبر این وضع را افتضاح هندسه نامید

یانوش بویوئی یکی از ریاضیدانان جوانی بود که در این را تلاش می کرد. پدر وی نیز ریاضیدانی بود که سالها در این این مسیر تلاش کرده بود

و طی نامه ای به پسرش نوشت: تو دیگر نباید برای گام نهادن در راه توازی ها تلاش کنی، من پیچ و خم این راه را از اول تا آخر می شناسم. این شب بی پایان همه روشنایی و شادمانی زندگی مرا به کام نابودی فرو برده است، التماس می کنم دانش موازیها را رها کنی
ولی یانوش جوان از اخطار پدر نهراسید، زیرا که اندیشه ی کاملاً تازه ای را در سر می پروراند. او فرض کرد نقیض اصل توازی اقلیدس، حکم بی معنی ای نیست. وی در سال 1823 پدرش را محرمانه در جریان کشف خود قرار داد و در سال 1831 اکتشافات خود را به صورت ضمیمه در کتاب تنتامن پدرش منتشر کرد و نسخه ای از آن را برای
گاوس فرستاد. بعد معلوم شد که گائوس خود مستقلاً آن را کشف کرده است

بعدها مشخص شد که
لباچفسکی در سال 1829 کشفیات خود را در باره هندسه نااقلیدسی در بولتن کازان، دو سال قبل از بوئی منتشر کرده است. و بدین ترتیب کشف هندسه های نااقلیدسی به نام بویوئی و لباچفسکی ثبت گردید.